اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۵۲
یار ارچه زمن هیچ نمی آرد یاد
هست این دلم از یاد غمش دایم شاد
نیشی کز هجر بر دل ریشم زد
صد چشمهٔ خون زچشم من بیش گشاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به بیان احساس غم و اندوه ناشی از جدایی محبوبش میپردازد. او میگوید که اگر یار از او یاد نکند، دلش به خاطر غم و یاد او همیشه شاد نیست و رنج هجر او بر دلش سنگینی میکند. درد جدایی و اشکهایش همواره با اوست و قلبش از این غم جریحهدار شده است.
هوش مصنوعی: دوست هرچند که از من هیچ خاطرهای ندارد، اما دل من همیشه از یاد غمش شاد است.
هوش مصنوعی: نیشی که به خاطر دوری و جدایی به دلم وارد شد، موجب شد که از چشمانم سیلابی از خون جاری شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.