گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مهستی گنجوی

جانا تو ز دیده اشک بیهوده مبار

دلتنگی من بس است دل تنگ مدار

تو معشوقی گریستن کار تو نیست

کار من بیچاره به من باز گذار

اوحدالدین کرمانی

ای دل طمع وصل به بیهوده مدار

کز دوست جز او نیست کسی برخوردار

هر کس زکمال او [ورا] نیست خبر

او در پس پرده مانده ما در پندار

سعدی

چون خیل تو صد باشد و خصم تو هزار

خود را به هلاک می‌سپاری هش دار

تا بتوانی برآور از خصم دمار

چون جنگ ندانی آشتی عیب مدار

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
خواجوی کرمانی

ای لفظ تو چون دیده من گوهربار

با قدر رفیع تو فلک بی مقدار

چون نیست مزاج بنده را طاقت می

گه گه من خسته را معافی می دار

قاسم انوار

ای شاه جهان،از تو نیاید آزار

دانا دل و عالمی و بختت بیدار

بر خاک درت فتاده ام زار و نزار

از روی کرم ز روی خاکم بردار

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه