اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۱۶۲
دل را طمع وصل تو می بود و ندید
جان در غم تو سوده شد و سود ندید
اندر طلب عشق تو ای جان و جهان
من پاک بسوختم کسی دود ندید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر حسرت و longing شاعر برای وصال معشوق است. شاعر میگوید که دلش در انتظار وصل محبوب است اما موفق به دیدن او نمیشود. جانش در غم عشق او سوخته و بهرهای از این عشق نبرده است. او در تلاش برای بهدست آوردن عشق معشوق، خود را محو کرده و در این راه، کسی از درد و سوز او خبر ندارد.
هوش مصنوعی: دل به امید رسیدن به تو مشغول بود و در حالی که جانم به خاطر غم تو رنج میبرد، نتوانستم هیچ سودی از این وضعیت ببرم.
هوش مصنوعی: در پی عشق تو، ای جان و دنیای من، آنچنان دلم آتش گرفت که هیچکس از این سوختن خبری ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل رفت و ز آتش طرب دود ندید
جان شد ز جهان و از جهان سود ندید
چشمی که همه جهان بدان میدیدم
پر خون شد و روی هیچ بهبود ندید
اهلی که ز سودای بتان سود ندید
از آتش سودا بجز از دود ندید
هر سرو که پرورد بخون دل خون
از نخل قدش میوه مقصود ندید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.