گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

دل رفت و ز آتش طرب دود ندید

جان شد ز جهان و از جهان سود ندید

چشمی که همه جهان بدان میدیدم

پر خون شد و روی هیچ بهبود ندید

اهلی شیرازی

اهلی که ز سودای بتان سود ندید

از آتش سودا بجز از دود ندید

هر سرو که پرورد بخون دل خون

از نخل قدش میوه مقصود ندید

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه