اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۱۱۸
در عشق تو نکته های موزون شنوم
هر لحظه زتو بد که دگرگون شنوم
با چشم تو گفتم که مخور خون نشنود
گفتا چشمم نه گوش من چون شنوم؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی های آن صحبت میکند. او میگوید که در هر لحظه از عشق معشوقش نکتههای زیبایی را درک میکند. همچنین به ارتباطی که با چشم معشوقش دارد اشاره میکند و بیان میکند که نمیخواهد چیزهای بدی بشنود، اما معشوقش پاسخ میدهد که چشم او فقط میبیند و نمیتواند بشنود.
هوش مصنوعی: من در عشق تو هر لحظه نکتههای زیبا و دلنشینی را میشنوم، اما از تو میخواهم که هیچ چیز دیگری را نشنوم که مرا از حالت خوشایند خود دور کند.
هوش مصنوعی: من با چشمان تو صحبت کردم و گفتم که خون نخور، اما او پاسخ داد که چشمان من نمیتوانند بشنوند، پس چطور میتوانم این را درک کنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.