اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۱۱۵
بی عشق تو من دو دیده برهم نزنم
جز با تو به جان تو که من دم نزنم
یک روز مبادا زتو با برگ دلم
کز آتش برگ در دو عالم نزنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خلاصه این ابیات به این صورت است که شاعر میگوید بدون عشق تو حتی چشمانم را هم نمیبندم و هیچ چیزی جز نام تو را در جانم نمیگویم. او نگران است که روزی از عشق تو جدا شود و در آن صورت، نمیخواهد که ناراحتیاش را به کسی نشان دهد.
هوش مصنوعی: بی عشق تو نمیتوانم پلک بزنم و جز با یاد تو حتی برای جان خودم هم نمیتوانم نفس بکشم.
هوش مصنوعی: روزی ممکن است که به خاطر تو، از دل شاخۀ درختی که به آتش بیفتد، به این دو عالم نزنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در شیوه عشق بیش ازین کم نزنم
ور دل ببرد دو دیده بر هم نزنم
عهدی دارم که در غم فرقت یار
گر جان برود تن زنم و دم نزنم
چون شمع ز سوختن دمی دم نزنم
تا دست در آن کمند پُر خم نزنم
ور توبه کنم ز عشقِ تو ننشینم
تا همچو سر زلفِ تو برهم نزنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.