اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
»
شمارهٔ ۵۰
جهدی بکنم که دل زجان برگیرم
راه سرکوی دلستان برگیرم
چون پرده میان دل و دلدار منم
برخیزم و خود را زمیان برگیرم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از تلاش خود برای جدا کردن دل از وابستگیهای دنیوی و نفسانی سخن میگوید. او میخواهد با دوری جستن از شهوات، به سرای دلدار برسد و پردههای میان خود و محبوبش را کنار بزند. در واقع، او به دنبال تهذیب نفس و رهایی از موانع درونی است تا به عشق حقیقی دست یابد.
هوش مصنوعی: تمام تلاش خود را میکنم که قلبم را از وابستگی به جانم آزاد کنم و راهی را به سوی عشق و دلبرم پیدا کنم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر بیان میکند که او چون پردهای میان خودش و معشوق قرار دارد، میخواهد از این پرده بلند شود و خود را از میان آن دور کند تا ارتباط نزدیکتری با معشوق برقرار کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهدی بکنم که دل زجان برگیرم
راه سر کوی دلستان برگیرم
چون پرده میان من و دلدار منم
برخیزم و خود را ز میان برگیرم
کی بو که قدم از این جهان برگیرم
چون عیسی راه آسمان بر گیرم
وین دست و دل از دامن غم باز کشم
وین بار تن از گردن جان بر گیرم
چون خواهم دل ز دلستان برگیرم
روزی دو سه راه امتحان برگیرم
گه دل ز دل و گاه زجان برگیرم
زان بس دل ازو اگر توان برگیرم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.