یک دست به مصحفیم و یک دست به جام
گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام
نه پختهٔ پخته ایم و نه خامی خام
نه کافر مطلق نه مسلمان تمام
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام
گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام
نه پختهٔ پخته ایم و نه خامی خام
نه کافر مطلق نه مسلمان تمام


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به تضاد بین رفتارهای انسانی اشاره میکند. او با اشاره به اینکه در یک دستش قرآن و در دست دیگرش جام شراب دارد، نشان میدهد که در زندگیاش در مرز میان حلال و حرام حرکت میکند. او به حالتی بینابینی اشاره میکند که نه به طور کامل به حلال پایبند است و نه به طور کامل از آن فاصله گرفته؛ در واقع، نه در حالت پختگی کامل قرار دارد و نه به طور کامل خام است، و در نهایت نه مسلمان تمام است و نه کافر مطلق. این حالت بینابینی و عدم قطعیت در هویت و رفتار را نمایان میکند.
هوش مصنوعی: یکی از دستهای من به قرآن است و دست دیگرم به جام شراب. گاهی به سمت حلال میروم و گاهی به سمت حرام.
هوش مصنوعی: ما نه به طور کامل از فرمتی خاص پیروی میکنیم و نه به طور کامل از آن دور هستیم. نه به حدی رسیدهایم که کافر نامیده شویم و نه به آن اندازه که مسلمان کامل باشیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هم غالیهزلفینی و هم سیماندام
هم روی نکو داری و هم نیکو نام
دو لب چو مدام داری و زلف چو دام
من مانده به دام دایم از بهر مدام
هر چند که از تو بوسه یابم گه بام
در آخر شب مرا هوس آید کام
بوسه بده و کنار برتست حرام
نشنودستی درو غزن باشد شام
افتادم در دام بتی سیم اندام
وز صحبت او دلم رسیده است بکام
تا من بزیم مرا تمام است خوشی
گر دلبر من به سر برد مِهر تمام
ای زرین نام لعبت سیم اندام
زر تو و سیم تو نه پخته ست و نه خام
در کس منگر به بی نیازی بخرام
زیرا که توانگری به اندام و به نام
هان تا ننهی ز دست یک ساعتْ جام
کارِ طربت پُخته کُن از بادۀ خام
چون نیست تو را در این جهان جایِ مقام
از عمر، نصیبِ خویش، بردار تمام!
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.