اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
»
شمارهٔ ۷۴
در مصطبهٔ عشق زبدنامی چند
عاجز شدم از ریش و سر خامی چند
گر قوّت پای من مرا گیرد دست
تا باز روم پیش اجل گامی چند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس ناتوانی و درگیری خود با عشق و مشکلات آن سخن میگوید. او به زعم خود به خاطر ناتوانی و ناپختگی، قدرتی برای واکنش نشان دادن ندارد. در نهایت، او آرزو دارد که بتواند دوباره به سوی تقدیر و سرنوشت خود بازگردد، حتی اگر فقط چند قدم باشد.
هوش مصنوعی: در میدان عشق، از زیباییها و محبتهای بینظیر آن، به دلیل نادانی و بیتجربگیام، چندین بار احساس ناتوانی و شکست کردهام.
هوش مصنوعی: اگر قدرت پای من مرا نگهدارد، میتوانم چند قدمی به جلو بروم قبل از اینکه به سوی مرگ بروم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نارفته به کوی صدق در گامی چند
ننشسته به پیش خاصی و عامی چند
بد کرده همه نام نکو نامی چند
برکرده ز طامات الف لامی چند
در مصطبهٔ عمر ز بدنامی چند؟
عاجز شده از سرزنش عامی چند
کو قوت پایی که مرا گیرد دست
تا پیش اجل باز روم گامی چند
نارفته ره صدق و صفا گامی چند
پوشیده مرقّعی ازین خامی چند
بگرفته به تقلید الف لامی چند
بدنام کنندهٔ الف لامی چند
پوشیده مرقعاند ازین خامی چند
بگرفته ز طامات الف لامی چند
نا رفته ره صدق و صفا گامی چند
بد نام کننده نکو نامی چند
ناپخته ز سوز معرفت خامی چند
بدنام کنندۀ نکونامی چند
بگرفته به طامات الف لامی چند
نارفته ره صدق و صفا گامی چند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.