اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة
»
الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
»
شمارهٔ ۹۶
من مهر تو در میان جان بنهادم
تا مهر تو در سر زبان بنهادم
تا دل زهمه جهان کرانه بگرفت
پا از سخن تو در میان بنهادم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات بیان میکند که عشق و محبت خود را در اعماق جانش قرار داده است و این عشق را به زبان میآورد. او میگوید که دلش به تمام جهان وابسته شده و در میانه سخن گفتن، عشق به معشوق را در وجودش احساس میکند.
هوش مصنوعی: من عشق تو را در عمق وجودم قرار دادم تا اینکه عشق تو بر زبانم جاری شود.
هوش مصنوعی: دل من از همهی دنیا جدا شده و در میانهی حرفهای تو جا گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.