اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة
»
الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
»
شمارهٔ ۳۲
نفس سره ام همّت گردون نکشد
رگ از تن من به جز فریدون نکشد
سالوس نمی کنم ولی گر بکنم
سالوس کنم که گاو گردون نکشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اراده و قدرت خود اشاره دارد و بیان میکند که نفس او نمیتواند بر او غالب شود. او همچنین به فریدون، که نماد قدرت و پایداری است، اشاره میکند و میگوید که تنها او میتواند رگ از تن او بگشاید. در پایان، شاعر به صورت کنایهآمیز میگوید که اگر بخواهد به دورویی روی آورد، تنها به این دلیل است که نمیخواهد تحت فشار یا کنترل دیگران قرار گیرد.
هوش مصنوعی: روح و جان من نیز جز با فریدون به کشتن نمیرود؛ عزم و ارادهی آسمان هم توانایی ندارد که رگ از تن من بکشد.
هوش مصنوعی: من خودم رو به کسی معطوف نمیکنم، اما اگر روزی بخوام این کار رو کنم، تنها به خاطر این هست که سرنوشت سختی برای من رقم نخوره.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.