اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۱۵۱ - الرّضا و التّسلیم
تو به دانی دوای جانم کردن
من هیچ دوای خود ندانم کردن
از تو کِششی و کوشش از من پس ازین
تا تو نکنی من چه توانم کردن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شخصی میخواهد که او را درمان کند، زیرا خود او نمیداند چگونه میتواند به خود کمک کند. او بیان میکند که فقط از طرف معشوق کشش و تلاش احساس میکند و از او میخواهد که اگر او کاری نکند، او نیز نمیتواند کاری انجام دهد.
هوش مصنوعی: تو میدانی که چطور جانم را شفا بخشی، اما من هیچوقت نتوانستهام برای خودم درمانی پیدا کنم.
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که از طرف تو یک نیرویی وجود دارد و من هم تلاشی میکنم، اما اگر تو ادامه ندهی، من هم دیگر نمیتوانم اقدامی انجام دهم. به عبارتی، برای ادامه این رابطه یا احساس، هر دو طرف باید تلاش کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.