گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

دورم دریغ موسمِ عشرت ز دوستان

نزدیک شد که باز شود تازه بوستان

یارم نمی خورد غم من هیچ و من همه

خون می¬خورم به جای مِی آخر نکوست آن

هرگز نداشت بی گره کینه ابروان

[...]

فیاض لاهیجی

در هجر روی مهوشت ای سرو بوستان

نه دشمنان گذاشته‌ای و نه دوستان

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه