این گل گلشن دل یا رخ دلدار منست
غنچه گلبن جان یا دهن یار منست
موسی اینجا ارنی گوی چرا روننهد
کاتش طور وی ازآه شرربار منست
صنما کافر عشقم بحرم چون بروم
کوی تو میکده و موی تو زنار منست
گر کشم باده از لعل لبت کار مدار
زانکه از لعل لبت باده کشی کار منست
من که در بستر غم سربودم بالش درد
جز غم و درد تو جانا که پرستار منست
ساقیا در قدح آن حمرت عکس می ناب
از گل روی تویا ز اشگ چه گلنار منست
شده تا طالعم از مشرق دل نور علی
سینه از پرتو آن مطلع انوار منست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف عشق و زیباییهای معشوق است. شاعر از گل و غنچه به عنوان نمادهای عشق یاد میکند و دلدار خود را به عنوان مرکز عشق و زیبایی معرفی میکند. او به یادآوری آتش عشق و تمنای دیدار معشوق مواجه میشود، و همچنین از نوشیدن بادهای از لبهای او سخن میگوید. شاعر در غم و دردهای خود غوطهور است و فقط عشق معشوق را پرستش میکند. علاوه بر این، او به نور عشق از دل معشوق اشاره دارد که زندگیاش را روشن کرده است. این شعر نشاندهنده شدت و زیبایی احساسات عاشقانه است.
هوش مصنوعی: این گل نشاندهندهی محبت و زیبایی دل من یا چهرهی معشوقم است. غنچه نیز نمایانگر جوانی و سرزندگی روح من یا لبهای یارم است.
هوش مصنوعی: موسی، چرا نمیگویی که من را ببینی؟ آن آتش در کوه طور از درد و اندوه من شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: ای محبوب! عشق من به تو آنقدر قوی است که حتی اگر به حرم بروم، عطر و زیبایی تو را فراموش نخواهم کرد. در واقع، زرت و زیبایی تو برای من مانند زنیری است که به آن وابستهام.
هوش مصنوعی: اگر من از لبهی سرخ تو شراب بنوشم، نباید فراموش کنی که این کار از زیبایی لب تو ناشی میشود و نوشیدن شراب برای من به خاطر همین زیبایی است.
هوش مصنوعی: من که در بستر غم و اندوه دراز کشیدهام، تنها بالشی که داشتم درد و رنج تو بود، ای عزیزم که پرستار من هستی.
هوش مصنوعی: ای ساقی، در جامی که در دستان توست، رنگ سرخ تو همانند شراب ناب است که از چهرهات میتابد؛ یا اینکه از اشک من گل سرخی به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که سرنوشت من از دل روشن و نورانی است و سینهی من از تأثیر آن، به عنوان منبعی از زیباییها و جاذبهها درخشان شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فاش شد در دو جهان کاو به جهان یار منست
آفت هر دو جهان آن بت عیار منست
در غم و حسرت دیدار تو جانا همه شب
آنچه در خواب نشد دیده ی بیدار منست
سرو در باغ وفا با همه دستان که دروست
[...]
مردم از هجر و همان در پی آزار منست
که درین شهر به بیرحمی دلدار منست؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.