گنجور

 
حکیم نزاری

ای دل از عمرِ گرانمایه چه داری حاصل

حاصلی نیست به جز هرزه درایی ای دل

گِردِ پا وسرِ آفاقِ جهان برگشتی

از جهان جز غم و اندوه چه کردی حاصل

بر تو دیرست که بستند مجانین عمدا

محضرِ ترکِ خردمندی و کردند سجل

بره و مرغ حلال است بر انسانِ شریف

همه مردار بخوردی و نکردی بسمل

دلِ آلوده به ادناس کجا خواهی برد

دل سِتان از تو دلی می طلبد بی غِش و غِل

از تو تا این چه بلا بودکه آمد به سرم

بحلی گر نکنی بیش ز من یاد بحل

گر برآید ز درونم نفسی گوید عقل

پیشِ ما بی ادبی می کنی ای لایعقل

ور برایِ جگرِسوخته خواهم آبی

بر جَهَد عقل که ای خام طمع لاتعجل

زین دو مشکل که برون آوردم الّا صبر

صبر اگر داشتمی کار نبودی مشکل

ترکِ دل بازی و دل گیر نزاری پس ازین

وقتِ آن است که دل باز شناسی از گل

نتوان کرد به پیرایه سر اکنون که خطاست

دست در چینِ سرِ زلفِ نگارانِ چگل

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قطران تبریزی

ای بهنگام سخا ابر کف و دریا دل

مشتری خوار ز دیدار تو و ماه خجل

بر نوشته است بعمر ابدی ملک ترا

در ازل ایزد و در دست جهان داده سجل

ز سواران چگل خوار و خجل خیل عجم

[...]

امیر معزی

ای نگاری‌ که به حسن از تو زند حور مثل

ای غزالی‌ که سزاوار سرودی و غزل

بر عرب هست ز بهر تو عجم را تفضیل

که عجم وصف تو گفته است و عرب وصف طلل

سرو زیر حُلّل و ماه بود زیر حلی

[...]

انوری

جرم خورشید چو از حوت درآید به حمل

اشهب روز کند ادهم شب را ارجل

کوه را از مدت سایهٔ ابر و نم شب

پر طرایف شود اطراف چه هامون و چه تل

سبزه چون دست به هم درزند اندر صحرا

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

ماجرایی که میان من و گردون رفتست

دوش بشنو که ترا شرح دهم از اوّل

تا سحر گه من و او دیده بهم بر نزدیم

بس که گفتیم و شنیدیم ز هرگونه جدل

در میان گفتمش ای از تو واز گردش تو

[...]

مولانا

شتران مست شدستند، ببین رقص جمل

زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل

علم ما داده‌ی او و ره ما جاده‌ی او

گرمی ما دم گرمش، نه ز خورشیدِ حمل

دم او جان دهدت روز نَفَخْتُ بپذیر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه