ز گردِ چشمۀ حیوان برآمده ست نباتش
درونِ چشمۀ حیوان لبالب آب حیاتش
هلاکِ مطلقِ خود را کسی حیات نگوید
وگرچه این دو صفت نیست از حسابِ صفاتش
هزار تشنه بر آن چشمۀ حیات فرو شد
به اختیار و یکی آرزو نکرد نجاتش
چه جهد کردم و هم از قضایِ عشق نجستم
چه اختیار کسی را که رفت صبر و ثباتش
کسی که دامنِ طاعات می کشید ز شبنم
بیا ببین که ز سر درگذشت آبِ فراتش
خیالِ رویِ تو جانا بتِ من است بتِ من
من و خیالِ تو و بت پرست و عزّی ولاتش
ز بت پرستیِ من در رسومِ شرع چه نقصان
همین قدر که دریغا ثوابِ صوم و صلاتش
اگر تو خط بنمایی به خونِ خلق بدارند
معبّدان همه تعظیم هم چنان که بر آتش
بیا بده ز لبت کامِ من به رغمِ عدو را
به مستحق برسان حقّ که واجب است زکاتش
به کامِ خویش ببینم رقیبِ سوختنی را
به دادخواه گریبان گرفته در عرصاتش
ز دستِ او نفسی برنیامده ست ز من خوش
که صد هزار بلا بر وجودِ ناقصِ ذاتش
بهشت رویا امشب اجازتم ده و فردا
بسوز گو که وجودم دریغ نیست در آتش
به نقدِ وقت زمانی به حالِ ما نگران شو
هزار یادِ نزاری چه سود بعدِ وفاتش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به زیبایی از عشق و اشتیاق به معشوق صحبت میکند. شاعر از چشمهای صحبت میکند که پر از آب حیات است و نشاندهنده عشق و زندگی است. او بیان میکند که کسی نمیتواند از تقدیر عشق فرار کند و هرچند تشنگان زیادی به سمت چشمه آمدهاند، هیچکس آرزوی نجات را نکرده است. شاعر به دلتنگیهای خود اشاره کرده و میگوید که در پی معشوق، طاعات و عباداتش بیاثر میشود. او همچنین به بتپرستی و احساسات خود نسبت به معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی در رسوم شرع نیز این عشق نقصی ندارد. شاعر در نهایت از معشوق میخواهد که به او محبت کند و به یاد آوری ثواب اعمالش در دنیا و دیگر عالم، به حقیقت عشق و فراق خود پرداخته و به این فکر کند که پس از مرگ چه بر سر انسان میآید.
هوش مصنوعی: گل و گیاهی که از کنار چشمه حیوان روییده، در دل چشمه پر از آب زندگیاش قرار دارد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از نابودی کامل خود به عنوان زندگی یاد کند، هرچند که این دو ویژگی از ویژگیهای او خارج باشد.
هوش مصنوعی: هزاران نفر با میل و خواسته خود به سوی چشمه حیات رفتند، اما هیچکدام آرزوی نجات خود را نکردند.
هوش مصنوعی: من چقدر تلاش کردم و نتوانستم از سرنوشت عشق خود دور بمانم. چه میتوان کرد وقتی که صبر و استقامت کسی از دستش رفته باشد؟
هوش مصنوعی: کسی که به انجام کارهای نیک و عبادی مشغول بود، حالا به سرانجامی رسید که دیگر نمیتوان آثار تلاشهایش را مشاهده کرد. همانطور که آب فرات به پایان میرسد و دیگر قابل دسترسی نیست، او نیز از دنیا رفته و دیگر در دسترس نیست.
هوش مصنوعی: تصور چهره تو، ای محبوب، برای من همچون پرستش بت است. من و خیال تو در این عشق شبیه به پرستش بت و معبودی هستیم که به آن وابستهایم.
هوش مصنوعی: به خاطر پرستش بت و پیروی از رسوم نادرست، چه ایرادی وجود دارد؟ همین که افسوس میخورم به خاطر ثواب روزه و نماز که از دست رفته است.
هوش مصنوعی: اگر تو خطی را بنویسی، مردم به خاطر عشق و ارادت خود جانشان را فدای تو میکنند و معبدداران هم به حرمت تو به احترام میایستند، همانطور که در برابر آتش مقدس احترام میگذارند.
هوش مصنوعی: بیا و از لبانت کام من را بگیر تا بر عدو پیروز شوم و حق مستحق را بده؛ چون پرداخت زکات واجب است.
هوش مصنوعی: من میبینم که رقیب دیرینهام، که در آتش حسادت و کینه میسوزد، در حال شکايت از من است و به دنبال حق خود میباشد.
هوش مصنوعی: از دست او هیچ نفسی برنمیآید و از من هم، خوشحال هستم که صد هزار درد و بلا بر وجود ناقص او نازل شده است.
هوش مصنوعی: امشب به من اجازه بده تا به دنیای رویاهایم بروم و فردا هر چه خواستی بسوزان؛ چون وجود من در آتش از دست رفتن ندارد.
هوش مصنوعی: در زمان حال کمی به حال ما توجه کن؛ هزاران یاد از نزار (حسرت و اندوه) چه فایدهای پس از مرگش دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.