وه چه غم بود که بختم به تو منسوب نکرد
صبر از این بیش که من میکنم، ایوب نکرد
این ملامت که من از هجر تو با خود کردم
در فراقِ پسرِ گم شده، یعقوب نکرد
قلم از جور تو بر حرفِ غمی ننهادم
کِم خیال تو سیهروی چو مکتوب نکرد
ساغری می که به من داد به یاد لب تو
که ز بس گریه کنارم می مقلوب نکرد
آخر ای دیده! حجاب از من مسکین چه کنی؟
در مثل خوب نگویند که «ناخوب نکرد»
روی من آینه از آهن چینی پندار
روی زیبا کسی از آینه محجوب نکرد
با که گویم که رقیب آن که مرا دشمن بود
کرد بر درد دلم رحمت و محبوب نکرد
من بدین واقعه خاصم، نه که کس در رهِ عشق
پای ننهاد که سر در سر مطلوب نکرد
سَر ز بیداد نزاری چه کشی؟ تن در دِه
کو دلی کز ستم عشق لگدکوب نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و درد جدایی معشوقش سخن میگوید و اشاره میکند که در صبر و تحمل شکایتش به پیامبر ایوب یا یعقوب نمیرسد. او به شدت تحت تأثیر عشق و فراق قرار دارد و غمهایش را با قلم بیان میکند. یادآوری لبهای معشوق با ساغری می، اشکهایش را به خاطر یاد او بیشتر میکند، و میگوید که حتی از تصویر خود نیز رنج میبرد. شاعر در جستجوی دلدار و همسری است که در این درد و عذاب به او رحم کند، و به این نکته تأکید میکند که هیچکس مانند او در عشق دچار عذاب نشده است.
در نهایت، او به درد و رنج عشق و بیعدالتیهای آن اعتراف میکند و از روح رنجور خود میگوید که حتی دلش نیز از ستم عشق آزرده نشده است.
هوش مصنوعی: خب، چه اندوهی است که قسمت من به تو مرتبط نشده است. صبر من از این که دارم تحمل میکنم، بیشتر از صبری است که ایوب داشت.
هوش مصنوعی: این انتقادی که من از دوری تو به خود میکنم، در جدایی پسر یعقوب بیمعناست.
هوش مصنوعی: من با قلمی که به خاطر ظلم تو به کار بردم، نتوانستم کلامی از غم بنویسم، چرا که هیچ گونه خیالی از تو را نمیتوانم بر این کلمات بگذارم چون چهرهات تاریک و ناخوشایند است.
هوش مصنوعی: ساغری که به من دادند، یادآور لبهای تو است، چرا که به خاطر اشکهای زیادی که ریختم، آن کنار من افتاده و به هم خورده است.
هوش مصنوعی: ای دیده، چه فایدهای دارد که از من بیچاره حجاب برداری؟ در مورد زیباییها، نمیگویند که بدیها نمیتوانند خوب شوند.
هوش مصنوعی: صورت من مانند آینهای از چینی و آهن است و کسی نتوانسته زیبایی واقعیام را از پشت آینه پنهان کند.
هوش مصنوعی: با که صحبت کنم درباره رقیبی که دشمن من بود، اما بر دل دردناک من رحم کرد و محبوب من را نادیده گرفت؟
هوش مصنوعی: من به طور خاص به این حقیقت پی بردهام که هیچکس در مسیر عشق قدم نگذاشته است، مگر آنکه به هدف خود دست یافته باشد.
هوش مصنوعی: از ظلم و ستمی که در عشق متحمل میشوی، دیگر چه بر سر خود میآوری؟ دل تو در جایی از درد و رنج عشق و ضربههای آن خرد شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.