یارم که ز من نمیکند یاد
جان است و ز تن نمیکند یاد
بگذشت صبا مگر به کویش
دیگر ز چمن نمیکند یاد
برگشت مگر به کوی یوسف
از بیت حَزَن نمیکند یاد
با لؤلؤ آبدارِ دندانش
از دُر عدن نمیکند یاد
از گریه زار و اشک شورم
آن پستهدهن نمیکند یاد
مسکین دل من برفت و دیگر
از کنج وطن نمیکند یاد
انکار مکن اگر نزاری
زان عهدشکن نمیکند یاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به دلتنگی و غم خود اشاره میکند. او از معشوقی که به یادش نمیآید صحبت میکند و میگوید که جانش در غیاب او به شدت رنج میبرد. او به یاد لحظات زیبا و شیرین گذشتهای که در کنار معشوق داشته، میافتد و حسرت آنها را میخورد. شاعر همچنین از بیتوجهی معشوق به خودش و دلشکستگیاش سخن میگوید و در انتها به سادگی از معشوق میخواهد که فراموش نکند و به یاد روزهای خوب گذشته باشند.
هوش مصنوعی: دوست من که فراموشم نمیکند، همواره یادآور جان من است و از وجودش غافل نمیشود.
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی شاید دیگر به کوی تو نگذرد و از باغ هم یاد نمیکند.
هوش مصنوعی: بهبود وضع زندگی و شادی تنها در جایی ممکن است که از غم و اندوه دور شویم و به محل آرامش و خوشی برویم. اگر به مکانهای خوشحالکننده و زیبا مانند کوی یوسف (نماد زیبایی و شادی) برگردیم، دیگر به یاد دردها و غمها نخواهیم بود.
هوش مصنوعی: او با دندانهای زیبا و درخشانش به یاد مرواریدهای بهشت نمیافتد.
هوش مصنوعی: از چهرهی غمگین و اشکهای زیادم، آن کسی که به او فکر میکنم، به یاد من نمیآید.
هوش مصنوعی: دل افسرده و بینوا من از وطن دور شده و دیگر یاد آنجا را نمیکند.
هوش مصنوعی: اگر از عهد و پیمان کسی دلسردی، واقعیت را انکار نکن، چون او هرگز وعدهاش را فراموش نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.