مرا سودایِ تو دیوانه کرده ست
ز خویش و آشنا بی گانه کرده ست
فغان از چشمِ دل دزدت که چشمم
چو گوشَت معدنِ دُردانه کرده ست
خطی آوردی و با من همان کرد
که سوزِ شمع با پروانه کرده ست
از آن مستم که ساقّیِ محبّت
پیاپی بر سرم پیمانه کرده ست
نخواهد هرگز از می توبه کردن
دلم عزمی چنین مردانه کرده ست
عبادت خانه یی دارند هر کس
نزاری قبله از می خانه کرده ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن صحبت میکند. او به دلیل عشقش از خود و آشناهایش بیخبر و غافل شده است. درد و اندوهی که از چشم دلبرش به او رسیده، او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و شبیه به حال شمعی است که در پی پروانه میسوزد. شاعر همچنین به شوق و مستی ناشی از محبت اشاره میکند و از نیتش برای ترک میگوید، اما قلبش به تصمیمی قاطع در ادامه این عشق راضی شده است. او به دین و عبادت نیز اشاره میکند و به این نکته میپردازد که بسیاری از آدمها به عشق و میخانه به عنوان قبلهی خود روی میآورند.
هوش مصنوعی: عشق تو به حدی مرا مجنون کرده که حتی خودم را فراموش کردهام و نزدیکانم را هم از خود بیگانه احساس میکنم.
هوش مصنوعی: آه از چشمی که دل من را دزدیده است؛ چشمانم مانند گوش تو گنجینهای ارزشمند از گوهرها شده است.
هوش مصنوعی: تو نامهای نوشتی و با من همان کاری کردی که شعلهی شمع با پروانه میکند.
هوش مصنوعی: من به قدری از محبت و عشق سیراب شدهام که احساس مستی و سرخوشی میکنم، گویی که ساقی پیوسته برایم شراب محبت میریزد.
هوش مصنوعی: دلم هرگز تصمیم ندارد از می دوری کند، چرا که عزم و ارادهای قوی در این زمینه پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: هر کسی آدابی برای پرستش و عبادت دارد، اما برخی به جای مراجعه به مکانهای مذهبی، دل به میخانه و خوشیها دادهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.