هیچ طبیبم دوایِ درد نگفته ست
درد که درمان پذیر نیست شگفت است
هر کسَم از علّتی بگفت علاجی
نیش به ظاهر زدند و ریش نهفته ست
بر که کنم اعتماد و با که بگویم
کاین دلِ بی چاره را چه درد گرفته ست
هم برِ لیلی برم حکایتِ مجنون
آن شنود ماجرایِ شب که نخفته ست
تا ز کجا سر برآرد این همه سودا
کز دلِ غافل در اندرون بنهفته ست
بویِ گلی می برم که گل بُنِ فطرت
هرگز از آن تازه تر گلی نشکفته ست
قبلۀ اهلِ دل است از آن دلِ نا اهل
روی به محرابِ طاقِ ابرویِ جفت است
خاک بر آن سر بود که خاکِ زمین را
در قدمِ نازنین به دیده نرفته ست
این همه سهل است ترهاتِ به تقلید
جهلِ مرکب نگر که در پذرفته ست
هیچ سخن گفته اند نیست نگفته
این که تو گفتی نزاریا که نگفته ست
باش که در دُرجِ سر به مُهرِ گهرها
هست که الماس کس هنوز نسفته ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تردید و عدم اعتماد به پزشکان و درمانها اشاره میکند و میگوید که هیچ پزشکی قادر به درمان درد واقعی انسان نیست. او میگوید هرکس در مورد دردش به او درمانی گفته، اما در نهایت دردی عمیقتر و پنهان وجود دارد. شاعر از سردرگمیاش در میان دردهایش و عدم امکان بیان آنها صحبت کرده و به اشعار عاشقانه و داستان مجنون و لیلی اشاره میکند که نشاندهنده ناامیدی و عشقهای ناشنیده است. او به زیباییهای فطرت و عشق اشاره کرده و میگوید که دل را به سجده میآورد و بیان میکند که در جهان پر از بیخبری، حقیقت و گوهرهای عمیق هنوز ناشناخته باقی ماندهاند.
هوش مصنوعی: هیچ پزشکی دارویی برای دردی نگفته است که درمان نشدنی باشد، و این موضوع بسیار عجیب است.
هوش مصنوعی: هرکس که مشکلی دارد، به او راه حلی میدهند که فقط در ظاهر خوب به نظر میرسد، اما در واقع مشکل اصلی همچنان باقی است و نشانههایی از آن پنهان است.
هوش مصنوعی: به کسی اعتماد کنم و به کی از دردهای دل بیچارهام بگویم؟
هوش مصنوعی: من هم برای لیلا داستان مجنون را تعریف میکنم و او ماجرای شبی را که بیخوابی کشیدهام، میشنود.
هوش مصنوعی: این همه تمایل و احساساتی که در درون دل غافل پنهان شده، از کجا ناشی میشود و در آینده چه نتایجی به بار خواهد آورد؟
هوش مصنوعی: من بویی را به همراه دارم که از بوی هیچ گلی به این بهتر نیست و این نشان دهندهی پاکی و زیبایی فطرت انسانی است که هیچگاه فراموش نمیشود.
هوش مصنوعی: قبلهی کسانی که دلدارند، همان دل ناتوان است، به همین خاطر به محرابِ قوسدارِ ابروهای زن و شوهر نظر میکنند.
هوش مصنوعی: خاک بر آن کسی که ارزش خاک زمین را در برابر قدمهای زیبا نبیند و آنها را نادیده بگیرد.
هوش مصنوعی: این همه آسان است که افکار بیاساس و نادانیهای پیچیدهای که از روی تقلید و ناآگاهی نشأت میگیرند، مورد قبول قرار داده شدهاند.
هوش مصنوعی: هیچ سخنی وجود ندارد که نگفته باشی، مگر اینکه آنچه تو گفتهای، حقیقتی باشد که دروغ نیست.
هوش مصنوعی: در جایی که چیزهای باارزش و گرانبها وجود دارد، انتظار نداشته باش که همچنان الماسها به حال خود رها شده باشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رودکی ، استاد شاعران جهان بود
صدیک از وی تویی کسایی ؟ پَرگست !
خاک کف پای رودکی ، نسزی تو
هم بشوی کو بشد چه خایی برغست ؟
کوفته را کوفتند و سوخته را سوخت
[...]
ملک جوان است و شهریار جوان است
کار مهیا و امر و نهی روان است
شغل زمانه مفوضست به شاهی
کز همه شاهان چو آفتاب عیان است
خسرو عالم علاء دولت مسعود
[...]
مثل تو را دوست داشتن نه صواب است
این مثَل تشنه و فریب سراب است
وصل تو در یافتن خیال نبندم
ور متصور شود معاینه خواب است
در تو نخواهد رسید هدهد جهدم
[...]
نیست در این «دسته بند»، مرد زبردست
مرد زبردستتر، ز دسته او هست
از پی اخراج او، چل و سه وکیل ار
چند دگر رأی داد و پا شد و بنشست:
سخت خورد او شکست و دسته او نیز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.