بار دگر هوایِ نشابورم آرزوست
بر کف گرفته شیرۀ انگورم آرزوست
خوش در کنارِ دوست میان نخ و نسیج
تا روز خفته در شبِ دیجورم آرزوست
او از پیِ عیادتِ من رنجه کرده پای
بنهاده دست بر دلِ رنجورم آرزوست
لولویِ زیرِ حُقّۀ لعلِ لبش نهان
پیدا ز حقّه لولویِ منشورم آرزوست
تا گوش من بگیرد و در حلق ریزدم
افتاده هالک و شده مخمورم آرزوست
آوازۀ رقیب که دردِ سرم ازوست
چون بانگِ نا خوشِ دهل از دورم آرزوست
می خواهمش به حلق در آویخته ز دار
نه نه دو نیم کرده به ساطورم آرزوست
از قهستان شده به خراسان زمان زمان
آوازۀ نزاریِ مهجورم آرزوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر yearning (آرزو) خود را برای بازگشت به نشابور، نوشیدن شراب و داشتن لحظاتی خوش در کنار دوست بیان میکند. او به دلتنگی و مشکلاتی که از طرف یک رقیب دارد اشاره میکند و تمایل به نزدیکی و وصال به محبوبش را با احساساتی عمیق و تلخ توصیف میکند. در نهایت، شاعر احساس جدایی و غربت را به تصویر میکشد و آرزوی وصال به محبوب را از صمیم قلب بیان میکند.
هوش مصنوعی: دوباره آرزو دارم که به نشابور بروم و در دستم به شیرینی و لذت انگور احساس کنم.
هوش مصنوعی: در کناری از دوست، در دل تاریکی و پیچیدگی زندگی، آرزو دارم که به آرامش برسم و به خواب عمیق بروم.
هوش مصنوعی: او به خاطر عیادت از من زحمت کشیده و آمده است، و من امید دارم که دستش را بر دلم بگذارد.
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و غم، آنچه پنهان و دور از دسترس است، برایم بسیار ارزشمند است. آرزو دارم که به آن لولوی زیبایی که در زیر حجاب لبهای او پنهان است، دست یابم.
هوش مصنوعی: آرزو دارم که صدای دلنشینی به گوشم برسد و آنقدر تحت تأثیر قرار بگیرم که به حالت سرمستی بیفتم.
هوش مصنوعی: صدای رقیب که برایم مشکلساز شده، مانند صدای ناخوشایند طبل از دور به من میآید و آرزوی دوری از آن را دارم.
هوش مصنوعی: من او را میخواهم که از دار آویزان باشد، نه اینکه به دو نیم شده باشد؛ این آرزوی من است.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به دوری و تنهایی خود اشاره میکند و آرزو دارد که آواز و نامش در خراسان که منطقهای معروف و پر رونق است، شنیده شود. او از مکان قهستان به خراسان پرداخته و احساس انزوا و نیاز به شناخته شدن را به تصویر میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جامی ز خون بی غش منصورم آرزوست
لعل تجلی از کمر طورم آرزوست
بر من جهان ز دیده مورست تنگتر
یک چند تنگنا دل مورم آرزوست
با طاقتی که پنجه ازو برده است موم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.