گنجور

 
حکیم نزاری

هر که از می توبه خواهد کرد تایب شد نخست

گو بیا تا من بیاموزم بدو شرط درست

گویمش چون دست گیرد قاضی شهرت به عهد

هم بر آن نیت که او کرده ست نیت کن نخست

توبه چون بر دست او کردی سبک بر پای خیز

توبه ی من گو مقدر بر ادای شرط تست

چون تو پنهان می خوری من نیز پنهان می خورم

عهد محکم کرده ام بر سنت قاضی نه سست

در حضور جمله در جامع به آواز بلند

عهده کن در گردن قاضی بدین الزام رست

چون برون آیی ز مسجد گر کسی پرسد بگو

کز نزاری یافتم تعلیم این بازی چست

توبه کاران را که با ما این قدم خواهند رفت

اقتدا باید به قاضی کرد و دست از توبه شست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قطران تبریزی

ای شهی کز مهر تو چون بهرمان گردد چمست

جام می بستان که عید فرخ و جشن جمست

چون جمت با دادیار و ملک نارفته ز چنگ

رخ ز می بیجاده رنگ و دل ز ناز و نوش مست

با رضای تو ولی را خار گردد چون حریر

[...]

مسعود سعد سلمان

رای نورانی او جز آفتاب چرخ نیست

زانکه نورش در جهان نزدیک هست و دور هست

امیر معزی

هفت کشور در خط فرمان سلطان سنجرست

هفت‌گردون در کف پیمان سلطان سنجر است

جز خداوندی که عالم بندهٔ تقدیر اوست

کیست در عالم‌ که او سلطان سلطان سنجر است

گرچه‌گیتی روشنی‌گیرد ز نور آفتاب

[...]

مشاهدهٔ ۵ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
سنایی

توبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست

دی که بودم روزه‌دار امروز هستم بت‌پرست

از ترانهٔ عشق تو نور نبی موقوف گشت

وز مغابهٔ جام تو قندیلها بر هم شکست

رمزهای لعل تو دست جوانمردان گشاد

[...]

سوزنی سمرقندی

تاج دین محمودبن عبدالکریم است آنکه هست

از می احسان او گیتی پر از هشیار روست

صاحب دیوان استیفا که اهل فضل را

اندر او اهلیت صاحب قرانی بود و هست

از دوات کله گیسوی منیر افسر بکلک

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه