هر که از می توبه خواهد کرد تایب شد نخست
گو بیا تا من بیاموزم بدو شرط درست
گویمش چون دست گیرد قاضی شهرت به عهد
هم بر آن نیت که او کرده ست نیت کن نخست
توبه چون بر دست او کردی سبک بر پای خیز
توبه ی من گو مقدر بر ادای شرط تست
چون تو پنهان می خوری من نیز پنهان می خورم
عهد محکم کرده ام بر سنت قاضی نه سست
در حضور جمله در جامع به آواز بلند
عهده کن در گردن قاضی بدین الزام رست
چون برون آیی ز مسجد گر کسی پرسد بگو
کز نزاری یافتم تعلیم این بازی چست
توبه کاران را که با ما این قدم خواهند رفت
اقتدا باید به قاضی کرد و دست از توبه شست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره توبه و شرایط آن است. شاعر میگوید که اگر کسی بخواهد از گناهش توبه کند، باید ابتدا نیت صحیحی داشته باشد و آن نیت را با قاضی در میان بگذارد. او تأکید میکند که توبه واقعی نیازمند عهد و پیمان محکم است و نمیتوان به صورت پنهانی و بدون توجه به این مسائل، از گناه فاصله گرفت. شاعر نیز میگوید که اگر دیگران از توبهاش بپرسند، باید بگوید که از استادان این مسیر یاد گرفته است. در نهایت، تأکید میشود که توبه کاران باید به اصول و راهنماییهای قاضی عمل کنند و از گناه دست بکشند.
هوش مصنوعی: اگر کسی تصمیم دارد از می (شراب) توبه کند، ابتدا باید به من بیاید تا شرایط صحیح توبه را به او بیاموزم.
هوش مصنوعی: میخواهم بگویم که وقتی قاضی بر اساس شهرت کسی تصمیم میگیرد، باید هم او نیز با نیت و قصدی که قبلاً داشته است، عمل کند.
هوش مصنوعی: هنگامی که توبهای که به دست او سپردی، آسان و سبک میشود، باید با شور و شوق بر پا خیزي. در اینجا، توبه من به عنوان یک وظیفه برای تو مطرح میشود و برآورده کردن شرط آن برعهده توست.
هوش مصنوعی: وقتی تو به طور مخفیانه چیزهایی را میخوری، من هم به همان شکل و پنهانی عمل میکنم. من وعدهای محکم دادهام که به این روش ادامه دهم و در این مسیر استواری نشان دهم.
هوش مصنوعی: در جمع همه افراد، با صدای رسا و واضح، این عهد و پیمان را بر دوش قاضی بگذار تا از این الزام رهایی یابد.
هوش مصنوعی: وقتی از مسجد بیرون میآیی، اگر کسی بپرسد، بگو که از نزاری درس این بازی را آموختم.
هوش مصنوعی: توبهکارانی که قصد دارند در این مسیر با ما همراه شوند، باید به قاضی احترام بگذارند و از توبه خود دست بکشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شهی کز مهر تو چون بهرمان گردد چمست
جام می بستان که عید فرخ و جشن جمست
چون جمت با دادیار و ملک نارفته ز چنگ
رخ ز می بیجاده رنگ و دل ز ناز و نوش مست
با رضای تو ولی را خار گردد چون حریر
[...]
رای نورانی او جز آفتاب چرخ نیست
زانکه نورش در جهان نزدیک هست و دور هست
هفت کشور در خط فرمان سلطان سنجرست
هفتگردون در کف پیمان سلطان سنجر است
جز خداوندی که عالم بندهٔ تقدیر اوست
کیست در عالم که او سلطان سلطان سنجر است
گرچهگیتی روشنیگیرد ز نور آفتاب
[...]
توبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست
دی که بودم روزهدار امروز هستم بتپرست
از ترانهٔ عشق تو نور نبی موقوف گشت
وز مغابهٔ جام تو قندیلها بر هم شکست
رمزهای لعل تو دست جوانمردان گشاد
[...]
تاج دین محمودبن عبدالکریم است آنکه هست
از می احسان او گیتی پر از هشیار روست
صاحب دیوان استیفا که اهل فضل را
اندر او اهلیت صاحب قرانی بود و هست
از دوات کله گیسوی منیر افسر بکلک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.