یارب مرا خلاص ده از هر چه غیر توست
تا جز تو را نبایدم الّا هم از تو جست
هرچند بر قضای توام نیست اطّلاع
تا بر سرم چه حکم قضا کرده ای نخست
در خویش یافتم ز تو چیزی و هم به خویش
نتوانمی به شرح و بیان کردنش درست
دانم که هیچ نیست به خود هیچکس ولیک
خود را به یک حساب نباید گرفت سست
چون بندگان معتقد از فرط اتحاد
باید کمر به بندگی خواجه بست چست
تا ذکر و فکر هر دو به هم متحد شوند
اقلام سوخت باید و دفتر به آب شست
او را از او طلب کن و او را به او شناس
اینجا نهال معرفت از بیخ اصل رست
کاریست اوفتاده و باری نزاریا
تن دار باش و ثابت و مردانه باش و رست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از خداوند طلب رهایی میکند از هر چیز غیر از او و میخواهد که تمام توجه و جستجویش فقط به سوی او باشد. او به ندانستن حکمت قضا و قدر خود اشاره میکند و میگوید که نمیتواند حقیقت درونش را به وضوح بیان کند. شاعر میافزاید که هر انسانی در واقع هیچ چیز از خود ندارد و باید به بندگی حق تعالی با توکل و اطمینان بپردازد. او تأکید میکند که ذکر و فکر باید متصل و یکپارچه شود و در نهایت به تلاش و ثبات در راه معرفت و شناخت خداوند میپردازد.
هوش مصنوعی: ای خدا، مرا از هر چیزی جز تو رهایی بخش تا تنها تو را بپرستم و فقط از تو کمک بخواهم.
هوش مصنوعی: با اینکه من از سرنوشت خودم اطلاعی ندارم و نمیدانم که چه تقدیری برایم نوشتهای، اما منتظرم تا ببینم سرانجام چه اتفاقی برایم میافتد.
هوش مصنوعی: در درون خودم از تو چیزی یافتم، اما نمیتوانم به طور کامل آن را توصیف و بیان کنم.
هوش مصنوعی: میدانم که هیچکس به خودی خود ارزش یا اهمیت خاصی ندارد، اما نباید بیاعتنایی و سستی در مورد خود را پذیرفت.
هوش مصنوعی: چون بندگان باورمند به خاطر نزدیکی و اتحاد با خدای خود باید به طور جدی و با همه وجود به خدمتگزاری و بندگی او مشغول شوند.
هوش مصنوعی: برای این که ذکر و فکر انسان در کنار هم به یکپارچگی برسند، باید چیزهایی که یادآوری و فکر را مختل میکنند، از بین بروند و ثبتها و خاطرات ناامیدکننده پاک شوند.
هوش مصنوعی: برای شناخت او، به درون خودت مراجعه کن و در واقع، او را در حقیقت وجودیات بشناس. در اینجا، پایههای معرفت و آگاهی از ریشههای عمیق و اصلیاش شکوفا میشود.
هوش مصنوعی: کاری در پیش است و بار سنگینی بر دوش داری؛ باید با اعتماد به نفس و استقامت ایستادگی کنی و به جلو بروی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از ستیهش تو همه مردمان به مست
دعویت صعب منکر و معنیت سخت سست
ایام وَرد و موسم عید پیمبرست
گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست
گلزارها به آمدن آن مزین است
محرابها به آمدن این منوّر ست
آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است
[...]
ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست
هرگز مباد در جاه تو شکست
تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست
پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست
معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی
[...]
کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون
سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است
طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس
کناس و دیر آس و میانش رگ آور است
نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر
[...]
هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست
بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست
آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز
کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست
ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.