دل میبری به غارت و شلتاق می کنی
وز غمزه فتنه ها که در آفاق می کنی
پنهان ز خلق میکنم این راز و بر سرم
چشمانِ مست خود را ایغاق می کنی
اینجوی توست عرصه ی ملک وجود را
اینجوی خاص بهر چه بُل غاق می کنی
کس را اگر به واسطه ی تاج عدل کرد
تو در زمانه ظلم به بغتاق می کنی
شب تا به روز خونِ دل است این نه آبِ سر
کز چشم ما روانه بر اطلاق می کنی
هم عاقبت به خسرو عادل رسد مگر
جوری که بر نزاری مشتاق می کنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جذابیت معشوق است که دل انسان را میرباید و باعث فتنه و آشفتگی میشود. شاعر از حسرت و درد ناشی از عشق سخن میگوید و ابراز میکند که چگونه این احساسات عمیق را پنهان نگه میدارد. او به بازیگری و نیرنگ معشوق اشاره میکند و از ظلم زمانه و ستمهایی که بر او میرود، گلایه میکند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که ممکن است عاشق به سرنوشت نیکو یا آشتی با عدالت برسد، اما در حال حاضر در رنج و شوقی عمیق به سر میبرد.
هوش مصنوعی: تو با چشمان دلربایت باعث میشوی دلها به غارت برود و با ناز و اداهای خود در دنیا فتنه و آشوب بهپا میکنی.
هوش مصنوعی: من این راز را از دیگران پنهان میکنم و تو با چشمان پر از شور و حال خود، مرا متوجه میسازی.
هوش مصنوعی: تو در این دنیا همچون کسی هستی که در سرزمینی وسیع و پر از زیباییها زندگی میکند، اما به جای بهرهمندی از آن، فقط درگیر زشتیها و ناخرسندیها هستی.
هوش مصنوعی: اگر کسی به سبب تاج عدالتش مورد احترام قرار بگیرد، تو در زمانهای که ظلم حاکم است، دچار آشفتگی و پریشانی میشوی.
هوش مصنوعی: شب تا صبح برای ما مثل خون دل میگذرد، نه مانند آب سردی که از چشمهایمان به راحتی بر زمین میریزد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به موفقیت و آرامش دست یابد، باید تلاش کرده و به نوعی دل دیگران را بهدست آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.