مپسند یارا ما را به خواری
کینی و بغضی با ما نداری
ما آشناییم از بدوِ فطرت
با ما چرا تو بیگانه واری
دریایِ عشقت بر اوج زد موج
ما در میانه تو بر کناری
از بیم باطل بر حق نباشی
گر دوستان را ضایع گذاری
از عهده ی عهد نتوان برون شد
آخر کم از کم کو شرط یاری
گر بر تو باشد حّقِ سلامی
می دان فریضه از حق گزاری
شاید که عمری بگذشت و هرگز
نامم نگویی یادم نیاری
دانم که آخر بر شرط اوّل
هم دست گیری هم سر در آری
امروز رحمی فردا چه حاصل
گفتن به حسرت مسکین نزاری
زاری نزاری خوردی نزاری
نای است و ناله زیرست و زاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساساتی چون درد و ناامیدی میپردازد. شاعر از یاری و دوستی میگوید و از بیتوجهی و بیگانهگی معشوق خود گلایه دارد. او به عشق و ارتباط عمیق خود با معشوق اشاره کرده و ابراز میکند که حتی اگر زمان زیادی بگذرد و او را فراموش کند، هنوز هم به یاد اولویتها و تعهداتی که نسبت به یکدیگر دارند، خواهد بود. در نهایت، شاعر از حسرت و اندوه سخن میگوید و به احوالات نالهآور و زاری اشاره میکند.
هوش مصنوعی: نپسند که ما را به خاطر حسادت یا کینهای که نسبت به ما داری، ذلیل کنی.
هوش مصنوعی: ما از ابتدای آفرینش با این موضوع آشنا هستیم، پس چرا تو اینگونه احساس بیگانگی میکنی؟
هوش مصنوعی: عشق تو مانند دریایی است که در اوج خود موج میزند، و ما در وسط این دریا در کنار تو قرار داریم.
هوش مصنوعی: اگر از ترس ناحق، بر حق و صداقت ایستادگی نکنی، نباید انتظار داشته باشی که دوستانت در مشکلات به تو کمک کنند.
هوش مصنوعی: در نهایت، نمیتوان از مسئولیتهای خود فرار کرد. در هر حالت، باید به شرایط و توافقاتی که برای کمک به یکدیگر داشتیم، پایبند بمانیم.
هوش مصنوعی: اگر به تو حق سلامی بدهند، باید بدانی که این یک وظیفه و احترام به حقوق دیگران است.
هوش مصنوعی: شاید سالها بگذرد و هرگز نام من را نبری و به یاد من نیفتی.
هوش مصنوعی: میدانم که در پایان، بر اساس آنچه که ابتدا شرط گذاشته شده، هم به موفقیت خواهی رسید و هم به حقیقتی عمیقتر پی خواهی برد.
هوش مصنوعی: امروز اگر محبت و رحمت کنیم، فردا چه منفعتی از آن حاصل خواهد شد؟ اشاره به این است که به حال کسانی که در حسرت به سر میبرند، باید توجه کرد.
هوش مصنوعی: در دلِ نازک و زاری، آوای نای و نالهای وجود دارد که نشانی از درد و اندوه است. این صداها و زاریها به گویای عواطف عمیق و انسانی در عمق وجود فرد اشاره میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مگسل نگارا پیوندِ یاری
مگذار ما را تنها به زاری
با ما مکن بس بی التفاتی
سویِ عزیزان منگر به خواری
تا یک دم از من خوش بر نیاید
[...]
اقبال شد یار با بختیاری
گیلانیان را حق کرد یاری
جیش عدو شد یکسر فراری
درگنج غم گشت دشمن حصاری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.