غریبا گر خبر داری ز خانه
فرود آی و مکن چندین بهانه
اگر دنیا فرو ریزند از هم
محبت بر سر آید از میانه
مکن روزِ قیامت عرض بر من
که من مستم ز معراج شبانه
اگرچه دیده دید و گوش بشنید
چو ستر آمد همه هست و زبان نه
به وحدت از همه اکوان برون شو
که در کثرت یکی باشد نشانه
ترا با این و آن کاری نباشد
هم او باشد جز او نبود یگانه
اگر دنیی و عقبی بر هم افتد
مرا کاری به این نه و به آن نه
چو حکم او زمانی تا زمان است
ندارم اعتمادی بر زمانه
چه میگویم زمان چه و مکان چه
تویی و بس زمان نه و مکان نه
درون پوست باید بود تنوار
که تا رنگی برآرد ناردانه
وصیّت میکنم این نکته بشنو
حدیثی از نزاری دوستانه
اگر تو هیچ باشی او بود نیز
چه میخواهی دگر چندین بهانه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و وحدت درون میپردازد. شاعر از شنونده میخواهد که به بهانهجویی نپردازد و در این دنیای مختل به فکر عشق باشد. او بر این نکته تأکید میکند که در نهایت، همه چیز به یک ذات واحد بازمیگردد و در کثرت، یکی وجود دارد. شاعر از ناپایداری دنیا و زمان صحبت میکند و میگوید که در این عالم، تنها عشق و محبت باقی میماند. او تأکید میکند که در درون خود باید به حقیقت و عشق دست یابیم و از هرگونه تفرقه و بهانهجویی دوری کنیم. در نهایت، از شنونده میخواهد که به وحدت در عشق توجه داشته باشد و بر این نکته تأکید کند که اگر تو خودت را هیچ دانستی، خداوند هم با تو همان خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر از حال ما باخبری، به خانهام بیا و دیگر بهانهتراشی نکن.
هوش مصنوعی: اگرچه دنیا ممکن است به هم بریزد و مشکلات زیادی پیش بیاید، اما عشق و محبت همیشه در مرکز توجه و اهمیت خواهد بود.
هوش مصنوعی: در روز قیامت از من درخواست نکن که من حساب پس بدهم، چرا که من در پی سفر روحانی و شبانهای هستم که به قدری شگفتانگیز است که حال و هوای دیگری دارم.
هوش مصنوعی: با اینکه چشم مشاهده میکند و گوش میشنود، اما وقتی پردهای بر این واقعیت بیفتد، همه چیز ناپدیده میشود و زبان قادر به بیان آن نیست.
هوش مصنوعی: از کثرت و تنوع موجودات خارج شو و به وحدت و یگانگی برس، زیرا نشانهای از واقعیت در کثرت، همان یگانگی است.
هوش مصنوعی: تو با هیچکس کاری نداری، تنها اوست که وجود دارد و غیر از او کسی نیست.
هوش مصنوعی: اگر دنیا و آخرت به هم برخورد کنند، من به هیچکدام از آنها اهمیتی نمیدهم.
هوش مصنوعی: هر زمانی که حکم او پا برجا باشد، من به زمان اعتماد ندارم.
هوش مصنوعی: من در مورد زمان و مکان چه میتوانم بگویم؟ فقط تو هستی و هیچ چیز دیگر؛ نه زمان وجود دارد و نه مکان.
هوش مصنوعی: برای اینکه دانه انار رنگ بگیرد، باید درون پوست آن بماند و مانند خود آن باشد.
هوش مصنوعی: میخواهم تاکید کنم که این نکته را به خوبی دریافت کنید: شنیدنی از دوستی و ارتباط نزدیک.
هوش مصنوعی: اگر تو هیچ ارزشی نداشته باشی، او هم هیچ نیست. پس چرا بهانههای مختلف میآوری؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ولی وقتی که گردم مطمئنه
مبادا هیچکس را این مظنّه
منم آن زاهد دورِ زمانه
که باشم ساکنِ خمّارخانه
گهی پوشیده رنگ صوفیانه
گهی بسته قبای کافرانه
گهی از کار دنیا بر کرانه
[...]
برو این دام بر مرغ دگر نه
که عنقا را بلند است آشیانه
خود از احظار ارواح و اجنه
ز کارآگه توان شد بیمظنه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.