این سرما و آن خم زنجیر اوست
میبرد تا هر کجا تقدیر اوست
حل شود این عقده های پیچ پیچ
رشته ی ما درید تدبیر اوست
گاه آبادش کند گاهی خراب
ملک ما در قبضه ی تسخیر اوست
کشته ی او زنده ماند جاودان
آب حیوان بر لب شمشیر اوست
گر براهش خاک گردد جان چه باک
خاک این ره باز دامنگیر اوست
عکس تیغ اوست بر ابروی یار
وان خم مو، تابی از زنجیر اوست
چشم ترکان بی سبب خونریز نیست
هر نگهشان ناوکی از تیر اوست
خنگ گردون لنگ در صید نشاط
نی سواری از پی نخجیر اوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف سرنوشت و تقدیر میپردازد و نشان میدهد که چگونه آدمی در دنیایی پر از سرما و زنجیرهای مختلف زندگی میکند. شاعر به وجود مشکلات و عقدههای پیچیده اشاره میکند و میگوید که این دشواریها با تدبیر خداوند قابل حل هستند. او به وضعیت متغیر زندگی اشاره کرده و میگوید که ممکن است روزی آباد باشد و روزی خراب. همچنین نشان میدهد که عشق و زیبایی همواره با خطر همراه است و افراد بر اثر عشق و نگاههای جذاب دیگران، دچار هیجان و درد میشوند. در نهایت، شاعر به ناپایداری زندگی و تأثیر عوامل خارجی بر روح و جسم انسان اشاره میکند.
هوش مصنوعی: این سرما و آن قید زنجیر از زندگیاش است و او را هر جا که تقدیرش رقم زده میبرد.
هوش مصنوعی: این مشکلات و دشواریهای ما با تدبیر و حکمت او حل میشود و به هم وصل میشود.
هوش مصنوعی: زمانی کشور ما را آباد میکند و گاهی آن را ویران میسازد؛ این سرزمین در اختیار و تسلط اوست.
هوش مصنوعی: شخصی که به عشق او جان داده، به طور جاودانه زنده است و زندگیاش با قدرت و تیزی شمشیر او مرتبط است. این نشان میدهد که عشق و فداکاریِ برای او، موجب بقا و ماندگاری او در دلهاست.
هوش مصنوعی: اگر جان انسان در راه عشق و هدفی بزرگ به خاک بیفتد، هیچ اشکالی ندارد؛ چون خاک این مسیر دوباره به دنبال او خواهد آمد و او را در بر خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: تیغ او به شکل ابروی محبوبش نمایان است و آن خم مو هم نشانهای از زنجیر دلبسته اوست.
هوش مصنوعی: چشمهای ترکها برای هیچ دلیلی نمیریزد، هر بار که به کسی نگاه میکنند، همانند تیر زخم میزند.
هوش مصنوعی: جهان به مانند گردنی بیمار است که در جستوجوی خوشی و لذت، ناتوان مانده و نمیتواند به درستی حرکت کند. زندگی همچون سواری است که برای دستیابی به خوشی و شادابی، به دنبالهروی اهداف و آرزوهایمان میکوشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر کناری بیند آن تصویر اوست
ور خیالی بیند آن تقدیر اوست
اندرین شهر حوادث میر اوست
در ممالک مالک تدبیر اوست
روح انسان زاده تأثیر اوست
نفس حیوان سخره تدبیر اوست
دست و پایش بسته ی زنجیر اوست
گردنش را رشته ی تقدیر اوست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.