دوش با یاد توام باز حکایتها بود
شکرها از تو و از خویش شکایتها بود
بر من از تو ستمی نیست ولی بر ستمت
ستم است اینکه ندانی چه عنایتها بود
با من از خشم عتابی ز لبت رفت ولی
از نگههای نهانیت حمایتها بود
پرده برداشتنت پردهٔ دیگر بربست
زیر تصریح تو ای دوست کنایتها بود
سر افسانه نداری و دریغا که نشاط
با تواش هم به مراد تو حکایتها بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به یاد محبوبش فکر میکند و از احساسات خود سخن میگوید. او بیان میکند که در حالی که همه چیز به خوبی از محبوبش است، از خود نارضایتیهایی دارد. او میگوید که بر او ستمی نیست، اما ندانستن محبوب از محبتها و عنایتهایش ظلم است. همچنین، او اشاره میکند که اگرچه از خشم محبوب کلامی بر او رفته، ولی نگاههای پنهان او پر از حمایت است. شاعر همچنین به تغییر حال و هوای رابطهشان اشاره میکند و از اینکه این داستانها و احساسات او با محبوبش ادامه دارد، ابراز تأسف میکند. در نهایت، او از فقدان نشاط در absence از محبوبش ناله میکند.
هوش مصنوعی: دیشب که به یاد تو بودم، داستانها و خاطرات زیادی به یادم آمد. شکر و سپاسگزاری به خاطر تو بود، ولی دلخوریها و نارضایتیها از خودم بود.
هوش مصنوعی: من از تو آزاری نمیبینم، اما ندانستن تو دربارهی محبتها و لطفهایی که به تو شده، خود نوعی ظلم است.
هوش مصنوعی: وقتی که تو از روی خشم کلام تلخی بر زبان آوردی، اما در نگاههای پنهانت حمایت و محبت نهفته بود.
هوش مصنوعی: وقتی که تو از پردهبرداری، پردهای دیگر میافکنی، به وضوح و به صراحت بیان میکنی که این اشارهها وجود داشتهاند، ای دوست.
هوش مصنوعی: تو داستانهای جذابی نداری و چقدر افسوس که شادابی و نشاط تو نیز به اندازه رویاهایت نمیرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.