گنجور

 
نشاط اصفهانی

مژده ای دل که شهنشاه جهان باز آمد

وانکه سر در قدمش سود سر افراز آمد

خواب بگذار ز سر طلعت خورشید دمید

بند بردار ز پا نوبت پرواز آمد

رخت تدبیر بر انداز که تقدیر رسید

رایت سحر نگون ساز که اعجاز آمد

مهلت رنج و تعب زود بانجام رسید

نوبت عیش و طرب خوشتر از آغاز آمد

پرده برداشت زرخ شاهد و مطرب بسرود

نغمه در پرده ولی پرده در راز آمد

میرسد عید پس از موکب میمون سعید

عیش با عیش و طرب باطرب انباز آمد

نه همین در قدم شه غزل آراست نشاط

بلبل آواز بر آورد که گل باز آمد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصر بخارایی

حور با دمدمهٔ کوس تو دمساز آمد

سدره با رایت منصور تو همراز آمد

نالهٔ نای در آن حال چو تیغ تو شنید

صوفئی بود که در رقص سرانداز آمد

شعر من سحر شد و داد به من سحرحلال

[...]

جویای تبریزی

سرو من چون به سر شوخی انداز آمد

گلبن از شوق چو طاوس به پرواز آمد

سوی من شست گشاید چو کشد جانب غیر

چشمت از ناوک مژگان به چپ انداز آمد

مدتی رفتن و برگشتن او چون نگه است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه