آنچه رحم از دل برد تأثیر فریاد منست
وانچه نسیان آورد خاصیت یاد منست
ساختن ممنون دیدار و به حسرت سوختن
از تصرف های حرمان خداداد منست
حرف عاشق بی زبانی، شکوه دل عاجزیست
آن چه هرگز آشنا با لب نشد داد منست
نیست در عالم تمنایی که از قیدم نجست
هرکجا بینی هوایی صید آزاد منست
مضطرب دارم چرا دل در ره آزادگی
پشت توفیق و توکل خسته زاد منست
آن شکارم من که لایق هم به کشتن نیستم
شرم می آید مرا زان کس که صیاد منست
خشم مرد و شکوه رفت اکنون ز شست عشق تو
آرزو غلطان به خون در محنت آباد منست
کار دشوار «نظیری » گریه می آرد که او
شاد از تدبیرهای سست بنیاد منست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود درباره عشق و جدایی میپردازد. او از تأثیر فریاد و یادهایش میگوید و اشاره میکند که حسرت دیدار و نداشتن محبوب از تقدیر اوست. شاعر بیان میکند که عشقش در سکوت و بیزبانی درد دلش را فریاد میزند و هیچ آرزویی نیست که او را رها کند. او در مسیر آزادی مضطرب است و به نوعی احساس ناامیدی و شیدایی دارد. شاعر خود را مانند صیدی میداند که شایستهی کشتن نیست و از صیادی که او را در دام انداخته شرمنده است. در نهایت، او به دشواریهای عشق و درد ناشی از آن اشاره میکند که حتی اشکهایش نیز ناشی از ناتوانی در تدبیر و ساماندهی در عشق است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از دل میرود و باعث رحم میشود، ناشی از فریاد من است و هر چیزی که فراموشی به همراه بیاورد، ویژگی یاد من است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که من به خاطر دیدار شما خوشحال هستم و اگرچه از فقدان و حسرت میسوزم، این احساسات ناشی از سرنوشت و تقدیر خدادادیام است.
هوش مصنوعی: عاشق وقتی که نمیتواند زبان به سخن باز کند، تنها میتواند از دل خالیاش ناله کند. این ناله، بیانگر حالتی است که حتی هیچکس از آن خبر ندارد و هیچکس نمیتواند آن را بشنود.
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ آرزویی نیست که نتواند من را رها کند؛ هر جا که نگاه کنی، من همانند پرندهای آزاد هستم که در جستجوی خودم میگردم.
هوش مصنوعی: دل من در تلاش برای آزادی مضطرب است و از پشت سر، خستگی و تلاش برای موفقیت و اعتماد به خدا مرا رنج میدهد.
هوش مصنوعی: من نوعی شکار هستم که لایق کشتن نیستم و از آن کسی که مرا شکار میکند خجالت میکشم.
هوش مصنوعی: خشم و عظمت مرد از بین رفته و اکنون آرزوهای عشق تو در دلم به خاطر درد و رنجی که دارم، مانند نوری در تاریکی میچرخد و من در این حال و احوال به سر میبرم.
هوش مصنوعی: کار سخت «نظیری» باعث میشود که او اشک بریزد، در حالی که او از تدبیرهای ضعیف من خوشحال است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
و آن چه آن مه را به خاطر نگذرد یاد منست
آن چه بر من کارها را سخت میسازد مدام
بیثباتیهای صبر سست بنیاد منست
عشق میگوید ز من قصر بلا عالی بناست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.