گنجور

 
نظیری نیشابوری

گر حسن جمال تو طلبکار نبودی

در خانقه و بتکده دیار نبودی

گر نرگس مست تو نکردی جدل آغاز

تا گردش او بودی هشیار نبودی

بی پرده توانستی اگر روی نمودن

در کعبه حجاب در و دیوار نبودی

نازت ننهادی به دل این بار امانت

گر حسن تو از عشق گرانبار نبودی

میزان تو در دست غرورست وگرنه

حسن تو به این قیمت و مقدار نبودی

گر غیرت تو پرده پندار بهشتی

یک دل شده محروم ز دیدار نبودی

افسوس که خوی تو چو روی تو نکو نیست

ورنه همه بودی گل و یک خار نبودی

ای کاش نیامیختی این رنگ محبت

تا این همه نیرنگ تو در کار نبودی

آسان ز عتاب تو توانست رهیدن

گر جان به کمند تو گرفتار نبودی

آن تاب و توان رفت که بر یاد رخ تو

دشوار شدی کارم و دشوار نبودی

می رست ازین حلقه زنار «نظیری »

گر معنی تسلیم به زنار نبودی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیر معزی

گر عارض تو چون گل پربار نبودی

از عشق‌ گُلت در دل من خار نبودی

ور نیمهٔ دینار نبودی دهن تو

بر چهرهٔ من‌گونهٔ دینار نبودی

گر مایل بیداد نبودی دل تو یار

[...]

عطار

گر یار چنین سرکش و عیار نبودی

حال من بیچاره چنین زار نبودی

گر عشق بتان خنجر هجران نکشیدی

در روی زمین خوشتر ازین کار نبودی

از شادی من خلق جهان شاد شدندی

[...]

امیرخسرو دهلوی

ای کاش مرا با تو سر و کار نبودی

تا دیده و دل هر دو گرفتار نبودی

شرمنده نبودی اگر از ریختن خون

آن زلف نگون تو نگونسار نبودی

بودی سر آتش که بدیدی به سوی من

[...]

قاسم انوار

گر جان بهوای تو گرفتار نبودی

جان و دل ما طالب دیدار نبودی

گر زانکه بحق واقف اسرار شدی خلق

منصور «اناالحق » گو بردار نبودی

تکفیر نکردی سخن «اعظم شان » را

[...]

حزین لاهیجی

ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی

کار دل ما این همه دشوار نبودی

نگذاشتمی آینه ی روی تو از دست

گر باعث حیرانی دیدار نبودی

گر کفر نمی خواست ز ما پیر خرابات

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه