تو بر سر کودکان نهاده
ما بر کف دست جان نهاده
بس سنگ گران به بیع جان ها
در پله ابروان نهاده
یک سود نموده زیر زلفت
در هر شکنی زیان نهاده
در قند تو خنده رخنه کرده
ما جان به قصور آن نهاده
لب داده به مشتری شکر چش
پس نرخ شکر گران نهاده
ما پست گرفته نرخ نازت
تو پای بر آسمان نهاده
بگرفته دلی چو خاره در بر
بس پشت به پرنیان نهاده
شب ناشده بسته ای دکان را
سنگی به کلید آن نهاده
شهری پی یک نظر به بامت
زر بر کف پاسبان نهاده
وز شوق تو جان در آستین ها
رخ خلق بر آستان نهاده
بس خاک ز بیم تو «نظیری »
برداشته در دهان نهاده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد و بیانگر احساسات عمیق عاشق نسبت به محبوب است. شاعر در توصیف زیبایی معشوق از نمادها و استعارههای مختلف استفاده میکند، مانند "ابروان" و "زلف"، و نشان میدهد که چگونه عشق او به معشوق در تمام جنبههای زندگیاش تأثیر گذاشته است. او از نوسانات عشق و رنجهایی که به خاطر زیبایی معشوق میکشد، سخن میگوید و به این موضوع اشاره میکند که معشوق با زیبایی خود ارزش عشق را افزایش داده، در حالی که عاشق به خاطر این عشق، جان و دل خود را فدای او کرده است. در نهایت، شعر نشاندهندهی ناتوانی عاشق در برابر زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر زندگی اوست.
هوش مصنوعی: تو بر سر کودکان محبت و مهربانی میکنی، اما ما جان خود را در دستان تو قرار دادهایم.
هوش مصنوعی: در دل دلبر، زیباییهایی گرانبهایی وجود دارد که ارزش جانها را دارند و این زیباییها به مانند سنگهای قیمتی بر روی پلکهای او قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: زیر زلف تو هر بار که لطافتی را تجربه کردهام، به نوعی دلم شکسته و آسیب دیده است.
هوش مصنوعی: در شیرینی تو لبخندهایی وجود دارد و ما جان خود را به طور نادرست فدای آن کردهایم.
هوش مصنوعی: لب به مشتری داده و او را به سوی خود جلب کرده، اما قیمت شکر را خیلی بالا گذاشته است.
هوش مصنوعی: ما در زندگی خود مقام و منزلت تو را به بالاترین حد ممکن رساندهایم و زیبایی و ناز تو را به اوج آسمانها ارتقا دادهایم.
هوش مصنوعی: دل همچون خار در آغوش گرفته شده و به پشت پردهای نرم و لطیف تکیه داده است.
هوش مصنوعی: شب نشده، دکانت را بستهای و سنگی به جای کلید روی آن گذاشتهای.
هوش مصنوعی: شهر از یک نگاه به بلندی تو، نگهبان را وادار کرده که زر را در دست بگیرد و محافظت کند.
هوش مصنوعی: از شدت عشق تو، جانم در آستینهایم جا به جاست و مردم نزد در تو ایستادهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از تو، «نظیری» مقدار زیادی خاک برداشت کرده و در دهان خود گذاشته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل به جفات جان نهاده
جان پیشکشت جهان نهاده
شهری همه ز آهنین دل تو
قفلی زده بر دهان نهاده
بر طرف لب تو جان عیسی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.