به گریه در دل تو گر اثر توان کردن
تو را ز ذوق محبت خبر توان کردن
اگر به مهر من آب و گلت سرشته شود
دل و زبان تو شیر و شکر توان کردن
قبول سلطنت هر دو کون چندان نیست
که با محبت تو سر به سر توان کردن
به پند مردم ازین راه برنمی گردم
به جستجوی تو سر در خطر توان کردن
بیان شوق به تقریر در نمی گنجد
نمی شود که سخن مختصر توان کردن
به نامه گر صفت اشتیاق بنویسم
ز کاغذ و قلمم بال و پر توان کردن
ز دیده تا به دلم رفت گریه طوفان کرد
گذر عجب گر ازین رهگذر توان کردن
علاج نیست که خصم از درون جان برخاست
ز کید دشمن بیرون حذر توان کردن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عمق عشق و محبت خود اشاره میکند و تأکید دارد که احساساتش آنقدر قوی هستند که نمیتواند به سادگی آنها را بیان کند. او به گریههای دل و عشق بینهایتی که نسبت به محبوبش دارد، اشاره میکند و میگوید که این احساسات هیچ مرز و محدودیتی ندارند. همچنین، او از مضرات پند دیگران و خطراتی که برای جستجوی محبوب به جان میخرد، سخن میگوید. شاعر بیان میکند که هیچ سخنی نمیتواند شوق او را به خوبی توصیف کند و عشق او فراتر از کلمات است. در نهایت، به دشواری مواجهه با دشمنان و مشکلات قلبی نیز اشاره میکند که اینها نیز نشاتگرفته از عشق عمیق او هستند.
هوش مصنوعی: اگر بتوانم از عشق تو در دل تو نشانهای پیدا کنم، آن را به گریه تبدیل میکنم و خبر از شوق محبت را به تو میدهم.
هوش مصنوعی: اگر محبت و عشق من در وجود تو جریان پیدا کند، دل و زبانت به شیرینی و لطافت خواهند بود.
هوش مصنوعی: حکمرانی بر هر دو جهان به اندازهای ارزش ندارد که بتوان به خاطر محبت تو، همه چیز را تحمل کرد و در برابرش سر تسلیم فرود آورد.
هوش مصنوعی: من از روی نصیحت دیگران از این مسیر منصرف نمیشوم و برای یافتن تو آمادهام که در خطر بیفتم.
هوش مصنوعی: عشق و شوقی که در دل دارم، قابل بیان نیست و نمیتوانم آن را به طور خلاصه و مختصر بیان کنم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم در نامهام از احساسات و اشتیاقم بگویم، میتوانم با کاغذ و قلمم به پرواز درآیم و احساساتم را به تصویر بکشم.
هوش مصنوعی: از چشمانم تا به دلام، اشکها به راه افتادند و مثل طوفانی سهمگین، دلم را درنوردیدند. چه عجیبی است اگر کسی از این مسیر بتواند عبور کند.
هوش مصنوعی: هیچ درمانی برای زمانی که دشمن از دل و وجود انسان برمیخیزد وجود ندارد، زیرا تنها با احتیاط از دسیسههای او میتوان جان را محفوظ نگه داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غمش غمی نه که از دل بدر توان کردن
دلش دلی نه که در وی اثر توان کردن
نه آن حبیب که او را بدل بود رحمی
نه آن رقیب که از وی حذر توان کردن
نه قامتش بصنوبر نشان توان دادن
[...]
نه از جمال تو قطع نظر توان کردن
نه جز خیال تو فکر دگر توان کردن
غمت هلاک مرا مصلحت نمیداند
و گر نه مساله را مختصر توان کردن
کنون که بر سر بالین نیامدی ما را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.