تا از قضای دشت به گلشن فتاده ام
از چشم طایران نوازن فتاده ام
در نقش کارگاه جهانم نمود نیست
کز ضعف همچو رشته ز سوزن فتاده ام
گه سینه می خراشم و گه چهره می کنم
شوریده تر ز باد به خرمن فتاده ام
نی در حساب گوهرم آید نه در نظر
از کیسه کریم به برزن فتاده ام
مشتاق التفاتم و محتاج رحمتم
چون طفل شیرخوار به دامن فتاده ام
سعیم اسیر دوست درین ترکتاز کرد
طالع نگر که قسمت دشمن فتاده ام
زین بوم و مرغزار نیم گر ملونم
طاووس سدره ام ز نشیمن فتاده ام
باز شهم که تا کشد از مرحمت مرا
در دست این عجوز برهمن فتاده ام
طبل رحیل قافله سالار می زند
من در طلسم بی در و روزن فتاده ام
چون گل به رنگ و بوی هوا خرقه در گرو
دستار داغدار به گردن فتاده ام
ریحان دمد به عشق «نظیری » ز آتشم
در گلشن خلیل ز گلخن فتاده ام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و وضعیت شاعر میپردازد. شاعر از دشت و گلشن به تصویر میکشد که به نوعی از یک نقطه به نقطهای دیگر منتقل شده است. او به ناتوانی و ضعف خود اشاره میکند و حس میکند که مانند رشتهای بیرمق از سوزن افتاده است. شاعر درگیر احساسی از درد و شوق است و خود را مانند کودکی در دامن مادری مستمند توصیف میکند. همچنین نشان میدهد که تحت تأثیر دوستی و محبت قرار دارد. شاعر به نوعی در چنگال شرایط سخت و نامساعد گرفتار شده و در عین حال به زیباییهای عشق و زندگی اشاره میکند. به طور کلی، شعر بازتابی از احساسات عمیق، ناتوانی و در عین حال اشتیاق به محبت و زیبایی است.
هوش مصنوعی: از سرنوشت سخت زندگی به جایی خوش و سرسبز رسیدهام، و حالا از نگاه پرندگان مهربان بیخبر ماندهام.
هوش مصنوعی: من در این کارگاه بزرگ جهان بیآنکه نمایان شوم، همچون رشتهای که از سوزن افتاده، به خاطر ناتوانیام به حالتی ضعیف درآمدهام.
هوش مصنوعی: گاهی سینهام را خراش میدهم و گاهی چهرهام را بارزتر میسازم، به اندازهای که از شدت احساس، همچون خوشهای از گندم در اثر وزش باد، پریشان و بینظم شدهام.
هوش مصنوعی: در حساب و در ارزشها، من به مانند یک گوهر ارزشمند هستم، اما از نظر ظاهری چندان به چشم نمیآیم. من از کیسه بخشندهای به اینجا آورده شدهام.
هوش مصنوعی: در اینجا، speaker به شدت به محبت و توجه دیگری نیازمند است، مانند یک کودک شیرخوار که به دامن مادرش چسبیده است. او احساس میکند که بدون این محبت و توجه نمیتواند زندگی کند و به نوعی وابستگی عاطفی را ابراز میکند.
هوش مصنوعی: تلاشم تحت تأثیر دوستی است که در این میدان جنگیدن به سر میبرد. به نشانه تقدیر نگاه کن که چطور قسمت من به سمت دشمن رقم خورده است.
هوش مصنوعی: من از این دیار و سرزمین جدا شدهام، همانند طاووس که از درخت سدر دور افتاده است.
هوش مصنوعی: پرواز دوبارهام را به یاد میآورم که خداوند با لطف و مهربانیاش مرا در دست این زن سالخورده گرفتار کرده است.
هوش مصنوعی: صدای طبل سفر قافله سالار به گوش میرسد و من در چنگال یک وضعیت دشوار و بدون راه فرار گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: من مانند گلی هستم که به رنگ و بوی هوا آراسته شدهام، اما لباس و دلم پر از درد و غم است و در گردنم نشانهای از سوگ و اندوه دارم.
هوش مصنوعی: بوی خوش ریحان با عشق نظیری میآید، من از شعلههای عشق در گلستان خلیل، به گلی که در آتش افتاده است، منتقل شدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.