درین بستان به جهد از خار بگسل
چو گل خندان شو و از بار بگسل
اگر تعویذ بر بالت گران است
به زخم ناخن و منقار بگسل
سر رشته به بگسستن توان یافت
ز هم این تار را یک بار بگسل
ز پیش دیده ام بردار کونین
گره از پرده رخسار بگسل
غمت گو ناخنی در دل فرو کن
نمی گویم گره بسیار بگسل
پس از چندین ورع ترسم که گویند
شهادت عرضه کن زنار بگسل
میانی کز ریا بستی به خلوت
برو در صحبت خمار بگسل
شهود او «نظیری » سرسری نیست
زبان از ذکر و دل از کار بگسل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این بیتها دعوت به رهایی از غم و رنج هستند. شاعر به انسانها توصیه میکند که از خارشها و مشکلات زندگی رها شوند و مانند گل، خندان و شاداب شوند. او اشاره میکند که اگر بار گران بر دوش دارند، میتوانند با زخم ناخن و منقار از آن رها شوند. همچنین، بیان میکند که میتوان در دل مشکلات، با ایجاد تغییراتی کوچک، از بند آزادی خود رها شد. شاعر هشدار میدهد که نباید به ظاهر ریاکارانه توجه کرد و بر لزوم دل سپردن به واقعیتها تأکید دارد. در نهایت، او به اهمیت شهود و حقیقت در زندگی اشاره میکند و از دلها میخواهد که از مشغلههای غیر ضروری رها شوند.
هوش مصنوعی: در این باغ تلاش کن که از مشکلات و دشواریها رها شوی. مانند گلی شاداب باش و از بار سنگینی که بر دوشات است آزاد شو.
هوش مصنوعی: اگر برای تو آویختن دعا و تعویذ سنگین و دشوار است، پس بهتر است که به درد و آسیب ناشی از ناخن و منقار دیگران، بیاعتنا نباشی و به آنها پاسخ کنی.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی میتوانی از هم جدا شوی، مثل اینکه یک تار را فقط یک بار پاره کنی.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که از جلوی چشمانم، گرههایی را که بر چهرهی جانان بسته شده، بگشایید.
هوش مصنوعی: غم و اندوهت را در دل جا کن، نمیگویم که زنجیرها را یکییکی باز کن.
هوش مصنوعی: بعد از مدتی که خودم را از بدیها دور نگه داشتهام، میترسم که بگویند به جای این همه زحمت، باید به طور واضح به حقیقتی گواهی بدهم و از هرچه وابستگی دارم، جدا شوم.
هوش مصنوعی: اگر در میان ریا و تظاهر تنگنایی داری، به تنهایی برو و در جمع دلنشین مستی، از هر گونه کدورت و مشکلات رها شو.
هوش مصنوعی: حضور او به سادگی قابل درک نیست. زبان را از گفتن بازدار و دل را از کارهای دنیا جدا کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگارا، صحبت از اغیار بگسل
گل خندان من، از خار بگسل
نخست از بند جان پیوند بگشای
پس آنگه دوستی از یار بگسل
ندانم تا که گفت آن بی وفا را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.