راز دیرینه ز رخ پرده برانداخت دریغ
حال ما شهره به انشای غزل ساخت دریغ
عشق از آن روز که آتش به نیستانم زد
به پیامیم دل سوخته ننواخت دریغ
جوهر بینش من در ته زنگار بماند
آن که آیینه من ساخت نپرداخت دریغ
کیمیاگر که مس جمله ازو زر گردید
قلب ما را نزد اکسیر چو بگداخت، دریغ
عقل ما پیر نشد حسن شهادت نشناخت
دیر بر معرکه عشق دلم تاخت دریغ
پی سکندر به لب چشمه حیوان آورد
خیمه ای بر لب آن چشمه نیفراخت دریغ
شرح بیچارگی کلک قضا می گفتم
شاه غیرت به سرم تیغ غضب آخت دریغ
کعبتین مه و خور مایه عمرم بردند
چرخ کج باز به من نرد دغا باخت دریغ
تو «نظیری » ز فلک آمده بودی چو مسیح
باز پس رفتی و کس قدر تو نشناخت دریغ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و ناامیدی شاعر است. او از رازهای پنهان عشق و زندگی سخن میگوید که به خاطر آنها دچار رنج و درد شده است. شاعر از عدم شناخت و درک دیگران نسبت به خود و احساساتش گلایه دارد. او از عشق و دستاوردهایش که بیثمر ماندهاند، از جمله آتش عشق، زنگار بر بینش و تلاشهای بینتیجه برای رسیدن به کمال صحبت میکند. همچنین، از مشروعیت و حقایق زندگی و سرنوشت خود ناراضی است و به بیتوجهی دیگران به وجودش اشاره میکند. در کل، شعر حاکی از حسرت و غم عمیق شاعر برای عشق و درک نادیدهاش است.
هوش مصنوعی: رازهای قدیمی به مرور زمان آشکار شدند و افسوس که حال ما به گونهای است که شهرهی سرایت غزل گشتهایم، افسوس.
هوش مصنوعی: عشق از روزی که به نیستانم آتش زد، دل سوختهام را به کسی نگفتم که برایم غمانگیز است.
هوش مصنوعی: بینش و خرد من در سایه زنگارها و آلودگیها باقی بماند، این شخصی که آیینه وجودم را ساخت، به من لطمهای نرساند.
هوش مصنوعی: کیمیاگری که با توانایش تمام مسها را تبدیل به طلا میکرد، وقتی قلب ما را با اکسیر خود ذوب کرد، افسوس که این کار برای ما نتیجهای نداشت.
هوش مصنوعی: عقل ما هرگز به بلوغ نرسید و زیبایی شهادت را ندانست. مدت زیادی در میدان عشق گشت و گذار کردم، اما افسوس که ناکام ماندم.
هوش مصنوعی: سکندر به کنار چشمه حیوان خیمهای برپا کرد، اما افسوس که در کنار آن چشمه هیچ چیزی نیافت.
هوش مصنوعی: من در حال بیان درد و رنج خود بودم که تقدیر چه بر سرم آورده است و در همین حال، شجاعت و غیرت شاهانه در وجودم بیدار شد و حس کردم که غم و اندوهی عمیق و شدید وجودم را فراگرفته است.
هوش مصنوعی: زندگیام راست یاری از دو سمت آسمان، ماه و خورشید میگرفت که در پی آن، سرنوشت ناعادلانه و نامطلوبی به سراغم آمد. افسوس که چرخ روزگار با من دغلکاری کرد.
هوش مصنوعی: تو از آسمان مانند مسیح به دنیا آمدی، اما پس از مدتی بازگشتی و کسی قدر و ارزش تو را نشناخت. افسوس!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.