بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش
سخنم گران به طبعش خردم سبک به سنگش
نظرم درو معطل خبرم درو مأول
نه تصورش به شکلش نه حکایتش به رنگش
به کرشمه های ابرو خبرم دهد وگرنه
سخنش به حیله یابد اثر از دهان تنگش
چو به خانه دیر ماند همه اهل شهر کورش
چو به کوچه زود آید همه خلق کوی لنگش
نشود که خصم باشد دل مهربان مؤمن
به بتی که دوست دارد دل کافر فرنگش
مژه چون صف مهاجر همه معجز و کرامت
دل ما چو فرق منکر شده پایمال خنگش
به مصاف چون ننازم به نیام سینه تیغش
به سپهر چون نتازم به کمان دل خدنگش
به قصور توبه گیرم در خلوتم نبندد
چه نوا مغنئی را که شکسته است چنگش
به کدام قدر گیری سر ره برو «نظیری »
ز نیاز تست عارش ز سلام تست ننگش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و احساسات عمیق انسانی پرداخته است. شاعر در آن از زیباییهای معشوق، احساسات متناقض و مشکلات عاشقانه سخن میگوید. او به نداشتن آرامش در مواجهه با معشوق اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر معشوق در دسترس نباشد، عشق و یاد او همیشه در دلش باقی است. همچنین به تضادهایی که در عشق وجود دارد، از جمله عشق به کسی که ممکن است یک غیرمؤمن باشد، اشاره کرده و بر دوگانگیهای عاشقانه تمرکز میکند. در نهایت، شاعر از زیبایی و جاذبههای عشق سخن میگوید و به سختیهای آن اشاره دارد.
هوش مصنوعی: کسی دیگر سنگی به من نمیزند و نگاه بازیگوش او باعث میشود سخنانم برایش سنگین و بیمعنا به نظر برسد. من هم به خاطر او احساس سبکی میکنم.
هوش مصنوعی: نظرم در مورد او همانقدر بیثمر است که خبرم دربارهاش. نه میتوانم او را به شکلش تصور کنم و نه داستانش را با رنگش توصیف کنم.
هوش مصنوعی: با ناز و کرشمههای ابرویش پیامم را میرساند و اگر اینطور نبود، کلماتش به خاطر کمگوییاش تأثیری نمیگذاشت.
هوش مصنوعی: وقتی که در خانه دیر بمانند، همه مردم شهر کورش به نظرشان میآید؛ اما وقتی که به کوچه بیفتد، همه اهالی کوچه او را در حال حرکت میبینند.
هوش مصنوعی: دل مؤمن مهربان نباید به دشمنی با کسی که به بت خود عشق میورزد، بپردازد، حتی اگر آن شخص اهل کفر و ناخوبی باشد.
هوش مصنوعی: مژهها مانند صفی از مهاجران هستند، پر از شگفتی و معجزه. اما دل ما همچون چیزی منفی و ناپسند، زیر پای نادانی له شده است.
هوش مصنوعی: وقتی با دلخوشی به جنگ میروم، سینهام را در برابر تیغش نمیگذارم و اگر بخواهم مقاومت کنم، قلبم را با تیرش نشانه میگیرم.
هوش مصنوعی: من در تنهاییام به گناهانم فکر میکنم و توبه میکنم، اما هیچ نغمهای نمیتواند صدای دلخستهام را زندگانی بخشد، چون دلباختهام زخمی است.
هوش مصنوعی: به کدام ارزش میتوانی براساس آن راه بروی؟ «نظیری» از نیاز تو عاری است و ننگ آن سلامی است که بر او میفرستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش
صدف گهر نماید شکر عقیق رنگش
بکنند رخ به ناخن بگزند لب به دندان
همه ساحران بابل ز دو چشم شوخ و شنگش
اگر از قیاس جان را جگر آهنین نبودی
[...]
بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش
ندهم ز دست این بار، اگر آورم به چنگش
سر زلف او بگیرم، لب لعل او ببوسم
به مراد، اگر نترسم ز دو چشم شوخ شنگش
سخن دهان تنگش بود ار چه خوش، ولیکن
[...]
نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش
که چو در کرشمه آید گذرد ز جان خدنگش
هوس شکار دارد منم از جهان و جانی
وگرم هزار باشد نبرم یکی ز چنگش
همه را خیال بودی که مگر دهن ندارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.