گنجور

 
نظیری نیشابوری

بر کس نمانده سنگم زد و چشم شوخ و شنگش

سخنم گران به طبعش خردم سبک به سنگش

نظرم درو معطل خبرم درو مأول

نه تصورش به شکلش نه حکایتش به رنگش

به کرشمه های ابرو خبرم دهد وگرنه

سخنش به حیله یابد اثر از دهان تنگش

چو به خانه دیر ماند همه اهل شهر کورش

چو به کوچه زود آید همه خلق کوی لنگش

نشود که خصم باشد دل مهربان مؤمن

به بتی که دوست دارد دل کافر فرنگش

مژه چون صف مهاجر همه معجز و کرامت

دل ما چو فرق منکر شده پایمال خنگش

به مصاف چون ننازم به نیام سینه تیغش

به سپهر چون نتازم به کمان دل خدنگش

به قصور توبه گیرم در خلوتم نبندد

چه نوا مغنئی را که شکسته است چنگش

به کدام قدر گیری سر ره برو «نظیری »

ز نیاز تست عارش ز سلام تست ننگش

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خاقانی

چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش

صدف گهر نماید شکر عقیق رنگش

بکنند رخ به ناخن بگزند لب به دندان

همه ساحران بابل ز دو چشم شوخ و شنگش

اگر از قیاس جان را جگر آهنین نبودی

[...]

عراقی

بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش

ندهم ز دست این بار، اگر آورم به چنگش

سر زلف او بگیرم، لب لعل او ببوسم

به مراد، اگر نترسم ز دو چشم شوخ شنگش

سخن دهان تنگش بود ار چه خوش، ولیکن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
همام تبریزی

نبود خلاص ما را ز دو چشم شوخ شنگش

که چو در کرشمه آید گذرد ز جان خدنگش

هوس شکار دارد منم از جهان و جانی

وگرم هزار باشد نبرم یکی ز چنگش

همه را خیال بودی که مگر دهن ندارد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه