گنجور

 
نظیری نیشابوری

هر روز هست ناله مرغان درازتر

گلزار بی وفاتر و گل بی نیازتر

پیداست عیش مجلسیان را مدار چیست

می جانگداز و مطرب از آن جانگدازتر

دارند بلبلان همه زاری که در چمن

شد بی بقاتر آن که برآمد به نازتر

چندان که روز نرگس جادو به خواب رفت

شب شد سپهر شوخ تر و دیده بازتر

قانون شکسته مطرب ما را و همچنان

ضربت ز ضربت دگرش دلنوازتر

کی دست ما به دامن آزادگان رسد

هر روز هست سرو روان سرفرازتر

بر صوت خود مناز «نظیری » که هر که رفت

دستان به ذوق تر شد و بستان به سازتر

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اهلی شیرازی

ای بی تو روزم از شب غم جانگدازتر

شب از هزار روز قیامت دراز تر

شمشاد و سرو اگرچه سرافراز عالمند

نخل قد تو از همه شد سرفراز تر

بیچاره کرد عشق توام گرچه پیش ازین

[...]

بابافغانی

ای عارضت به بوسه ز لب دلنوازتر

آبت ز آتش همه کس جانگدازتر

شمعیست قامت تو که در جلوه ی جمال

هست از تمام کج کلهان سرفرازتر

آه از تکبر تو که بیگانه تر شوی

[...]

هلالی جغتایی

ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر

لعلت، ز هر چه شرح دهم، دلنوازتر

از بهر آنکه با تو شبی آورم بروز

خواهم شبی ز روز قیامت درازتر

جان از تب فراق تو در یک نفس گداخت

[...]

قدسی مشهدی

ای دست تو به کینه ز دوران درازتر

چشمت ز حادثات جهان فتنه‌سازتر

چندان که آن صنم گره از زلف باز کرد

در وصف خویش کرد زبانم درازتر

شاید که دود از دل گردون برآورد

[...]

حزین لاهیجی

با آنکه نیست از تو بتی دلنوازتر

از روز حشر، شد شب هجرم درازتر

دل شکوه از کدام جفای تو سر کند؟

هر شیوهٔ تو از دگری جانگدازتر

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه