هر روز هست ناله مرغان درازتر
گلزار بی وفاتر و گل بی نیازتر
پیداست عیش مجلسیان را مدار چیست
می جانگداز و مطرب از آن جانگدازتر
دارند بلبلان همه زاری که در چمن
شد بی بقاتر آن که برآمد به نازتر
چندان که روز نرگس جادو به خواب رفت
شب شد سپهر شوخ تر و دیده بازتر
قانون شکسته مطرب ما را و همچنان
ضربت ز ضربت دگرش دلنوازتر
کی دست ما به دامن آزادگان رسد
هر روز هست سرو روان سرفرازتر
بر صوت خود مناز «نظیری » که هر که رفت
دستان به ذوق تر شد و بستان به سازتر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حسرت و غم موجود در طبیعت و زندگی میپردازد. شاعر با اشاره به ناله بلبلان و بیوفایی گلها نشان میدهد که زیبایی و خوشیهای زندگی ناپایدار و موقتی هستند. همچنین، با بیان عیش مجلسیان و عواطفی چون زاری بلبلان، ارتباط میان لذت و درد را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به اشارهای به آزادی و آرزوهای ناکام میپردازد و تاکید میکند که تلاشهای انسانی همواره با دلتنگی و تلاش بیشتر برای شادی همراه است.
هوش مصنوعی: هر روز صدای پرندگان در دل باغ بلندتر میشود، در حالی که گلها بیوفا و گلهای دیگر برای زندگی نیاز کمتری دارند.
هوش مصنوعی: به روشنی مشخص است که لذت مهمانان در این جلسه به چه چیزی بستگی دارد؛ نوشیدنی شوقآور و نوازندهای که از آن نوشیدنی نیز شوقآورتر است.
هوش مصنوعی: بلبلان در باغ چون گلی را از دست دادهاند، به شدت میگریند و از آن روز که گل با ناز و لطافت به وجود آمده، غمگینتر شدهاند.
هوش مصنوعی: هر چه که روز زیبایی گل نرگس به پایان رسید، شب آسمان شادابتر و چشمها بازتر شد.
هوش مصنوعی: قانون شکنیهای مطرب ما را بیشتر به وجد میآورد و هر ضربهای که به ما میزند، دلنشینتر از ضربه قبلی است.
هوش مصنوعی: هر روز که میگذرد، بر بزرگی و آزادگی برخی افراد افزوده میشود، اما ما همچنان حسرت بر دامن آنها را داریم و نمیتوانیم به آنها نزدیک شویم.
هوش مصنوعی: به صدای خود مغرور نباش، زیرا هر کسی که از کنار تو میگذرد، خوشتر و لذتبخشتر میشود و از زندگی بیشتر بهره میبرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بی تو روزم از شب غم جانگدازتر
شب از هزار روز قیامت دراز تر
شمشاد و سرو اگرچه سرافراز عالمند
نخل قد تو از همه شد سرفراز تر
بیچاره کرد عشق توام گرچه پیش ازین
[...]
ای عارضت به بوسه ز لب دلنوازتر
آبت ز آتش همه کس جانگدازتر
شمعیست قامت تو که در جلوه ی جمال
هست از تمام کج کلهان سرفرازتر
آه از تکبر تو که بیگانه تر شوی
[...]
ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
لعلت، ز هر چه شرح دهم، دلنوازتر
از بهر آنکه با تو شبی آورم بروز
خواهم شبی ز روز قیامت درازتر
جان از تب فراق تو در یک نفس گداخت
[...]
ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
چشمت ز حادثات جهان فتنهسازتر
چندان که آن صنم گره از زلف باز کرد
در وصف خویش کرد زبانم درازتر
شاید که دود از دل گردون برآورد
[...]
با آنکه نیست از تو بتی دلنوازتر
از روز حشر، شد شب هجرم درازتر
دل شکوه از کدام جفای تو سر کند؟
هر شیوهٔ تو از دگری جانگدازتر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.