گنجور

 
نظیری نیشابوری

نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود

نهادم در حریم کوی او سنگ مزار خود

برهمن از صنم برگشت و حاجی از حرم آمد

من و اخلاص و عرض بندگی و کوی یار خود

تو خواهی کافری دان طاعتم خواهی مسلمانی

مرا کاریست با صدق دل امیدوار خود

خلل گر در بنای دین و ایمانم شود سهلست

ندارم نقص در بنیاد عهد استوار خود

زر کامل عیارم در وفا و دوستی خالص

گرم صد بار بگدازی نگردم از عیار خود

لب امیدواری بسته ام از حرف نایابی

محبت می کند نوعی که باید کرد کار خود

«نظیری » از تو در خون زینت هر دام از صیدی

تو هم فتراک را آرایشی ده از شکار خود

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیرخسرو دهلوی

چه خوش صبحی دمید امشب مرا از روی یار خود

گلستان حیاتم تازه گشت از نوبهار خود

بحمدالله که کشت بخت بر داد و نشد ضایع

هر آنچ از دیده باران ریختم بر روزگار خود

مگر هجران قیامت بود کان بگذشت خود بر من

[...]

بابافغانی

چو باشم سر به زانو مانده شب در فکر یار خود

رود چشمم به خواب و ماه بینم در کنار خود

به بزم شمع خودخواهم که سوزم همچو پروانه

که غیرت می‌برم از سایهٔ شخص نزار خود

به راه انتظارش تا به کی از اشک نومیدی

[...]

مشتاق اصفهانی

چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود

جز این نبود گر آخر یار‌ی‌ای دیدم ز یار خود

به خون خود ز تیرش غلتم و شادم به امیدی

که آید آن شکارافکن به سر وقت شکار خود

بس است امیدگاه من جفا ترسم بدل سازی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مشتاق اصفهانی
آذر بیگدلی

به حسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود

سزای من که از اول نکردم فکر کار خود

رود گر صید گامی چند و صیاد از قفای او

نه از بیم است، میخواهد ببیند اعتبار خود

غم عشقت نمیگویم بمردم، ساده لوحی بین؛

[...]

رفیق اصفهانی

مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود

که من از گفته ی یاران نگویم ترک یار خود

نکردم در دیار خود چو شکر وصل یار خود

شدم از یار خود مهجور و هم دور از دیار خود

شبم خوش بود و روزم خوش به وصل دلبری روزی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه