دلم از یاد هجر دوست خون است
ندانم حال مهجوران که چون است
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس درد و عشق ناتمام خود میگوید. او از سوگواری به خاطر دوری دوستش سخن میگوید و در عین حال نمیداند حال دیگرانی که دور از محبوبشان هستند، چگونه است.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دوری از دوست، از غم پر شده است. نمیدانم حال کسانی که در جدایی هستند، چگونه است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نشاید وصف او گفتی که چون است
که از تشبیه و از وصف او برون است
خِرد ما را به دانش رهنمون است
حساب عشق ازین دفتر برون است
هزاران زَهره و دل، آب و خون است
که تا بیرون شود این کار چون است
چو بر عاشق اشارت تیغ خون است
سیاست کردن از رحمت برون است
چه جزو است آنکه او از کل فزون است
طریق جستن آن جزو چون است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.