الهی اکبر از تو اصغر از تو
بخون آغشتگانم یکسر از تو
اگر صد بار دیگر بایدم کشت
حسین از تو سر از تو خنجر از تو
قضای تو چو بروفق تقاضا است
بزشت و خوب دادی آنچه خود خواست
الهی حنجر از من خنجر از شمر
نصیب خود برد از تو کج و راست
چنان سرگرم صهبای الستم
که سر از پا ندانم بسکه مستم
همین دانم که از بهر نثارت
بدست انگشتری مانده است و دستم
بلائی کز توام ای داور آید
مرا از نکهت جان خوشتر آید
بمیدان وفا من بی سر آیم
بسویت عاشقان گر باسر آید
تماشا پای شوقم برده از جا
سراپا گشته ام غرق تجلّی
در اثباتت ز نفی لا گذشتم
شدم خود عین استثنای الا
برای قتل من خصم کج اندیش
کشیده لشگر کین از پس و پیش
یکی سر میبرد از من یکی دست
من از ذوق تجلّی رفته از خویش
بدل تا سر خط مهرت نوشتم
همه بود و نبود از دست هشتم
ز تو بود آنچه در راه تو دارم
که من از خویشتن تخمی نکشتم
الهی با تو آن عهدی که راندم
بحمدالله بسر منزل رساندم
هر آن دُرّی که در گنجینه ام بود
یکایک بر سر راهت فشاندم
صبا از من برو سوی مدینه
بگو با مادرم کی بی قرینه
بیا یکدم ببالین حسینت
تسلّی ده به کلثوم و سکینه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است عاشقانه و معنوی که به نوعی به عشق و ارادت به امام حسین (ع) و قیام عاشورا اشاره دارد. شاعر با ذهنی آغشته به غم و شادی از حقایق زندگی، از خداوند یاری میطلبد و به نقش حسین و مصائب او در زندگیاش میپردازد. او به یاد مادری آسیب دیده و کنجکاوی عشق به حسین، با زبانی احساسی خواستار حضور روح امام و تسلی خانوادهاش میشود. در نهایت، این شعر بیانگر عشق عمیق و پیوستگی شاعر با مسائل معنوی و روحانی است.
هوش مصنوعی: ای خدا تو بزرگترین هستی و من کوچکترین. از توست که خونآلودگان به کاملی میرسند.
هوش مصنوعی: اگر هزار بار دیگر هم مجبور باشم حسین را بکشم، برای من به منزله توست که از تو خنجر برمیدارم.
هوش مصنوعی: هر چیزی که تو مقدر کردهای با خواستهام همخوانی دارد و زمان در گذشت، تو آنچه را که خود میخواستم به خوبی دادند.
هوش مصنوعی: ای خدا، در مورد من، صدای شیرین و دلنشین و همچنین کینه و دشمنی شمر به خود اختصاص یافته است. تو خود راست و مستقیم را بر من منعم فرما.
هوش مصنوعی: چنان در شوری و حال غرق شدهام که نمیدانم کجا هستم و چه میکنم، به حدی که کاملاً مست و غافل شدهام.
هوش مصنوعی: میدانم که فقط به خاطر تو، انگشتری در دستم باقی مانده است.
هوش مصنوعی: هر بلایی که از سوی تو به من برسد، برایم از خوشبو بودن جانم دلپذیرتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: به میدان عشق میآیم بیسر، در حالی که عاشقان با سر میآیند.
هوش مصنوعی: هواپرست شوقی شدهام که تمام وجودم را تحت تأثیر قرار داده و غرق در زیباییها و جلوههای آن هستم.
هوش مصنوعی: در اثبات وجود تو، از نفی چیزهای دیگر عبور کردم و به این نتیجه رسیدم که خود تو، تنها استثنا هستی.
هوش مصنوعی: خصم نادرست و بدبین من برای کشتن من، ارتش انتقام را از هر طرف آماده کرده است.
هوش مصنوعی: کسی به خاطر عشق و شوقی که به من دارد، به من آسیب میزند و من به خاطر شگفتی ناشی از آن عشق، از خودم بیخود شدهام.
هوش مصنوعی: من تمام احساسات و افکارم را دربارهٔ عشق تو در یک خط نوشتهام، اما این نامه تنها داستانی از وجود و عدم وجود من در سایهٔ عشق توست.
هوش مصنوعی: آنچه که در مسیر تو دارم، از تو نشأت گرفته است و من هیچ چیزی از خودم نپروراندهام.
هوش مصنوعی: پروردگارا، به تو قسم که پیمانی را که با تو بسته بودم، با شکرگزاری به سرانجام رساندم.
هوش مصنوعی: تمام گنجینههای ارزشمندم را یکی یکی بر سر راه تو قرار دادهام.
هوش مصنوعی: هواشناس، از من بخواه که به مدینه بروی و به مادرم بگویی که من بدون او آرام و قرار ندارم.
هوش مصنوعی: بیایید لحظهای بر بالین حسین بنشینیم و به کلثوم و سکینه آرامش دهیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.