گنجور

 
نیر تبریزی

برادر بی‌تو در چشمم جهان تنگست می‌نالم

فلک را بی‌سبب با من سر جنگست می‌نالم

به صید آشیان گم کرده مرغ بی‌پر و بالی

ز هرسو دامن قومی پر از سنگست می‌نالم

نه زنجیر جفا بر گردنم تنک است از آن گویم

که عنقا را ز طوق آهنین ننگست می‌نالم

بنالد بلبل از هجران گل امامن از وحشت

هنوزم دامن وصل تو در چنگست می‌نالم

به جانان درد دل ناگفته ماند ای اشک امدادی

که دل در اضطراب از نالهٔ زنگست می‌نالم

برادر مرده را با ناله دمسازی کنند اما

سلامت باد من نای و دف و چنگست می‌نالم

بیابان دور و مقصد ناپدید و رهزنان در پی

جهان تاریک و ره پر سنگ و پا لنگست می‌نالم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مشتاق اصفهانی

نه بهر آنکه با من بر سر جنگ است می‌نالم

دلم از صلح او با مدعی تنگست می‌نالم

ندارد وقت خاصی ناله‌ام یا رنگ مخصوصی

از آن گل چون رسد بویی بهر رنگست می‌نالم

خروشم از تغافل‌های صیاد و تو پنداری

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه