گنجور

 
نیر تبریزی

دلبر من به چهره چون زلف معنبر آورد

مهر نخوشه جا دهد مه به دو پیکر آورد

میوه ندید سرو را کس به جهان تو بوالعجب

از چه گلی که سرو تو میوهٔ شکّر آورد

صد ره اگر بری سرم شعلهٔ شمع پیکرم

سوزد و ریزد اشک خون تا سر دیگر آورد

زنده‌به‌گور اگر کند کس نکند ملامتش

مام بشر پس از تو گر حور مصوّر آورد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وفایی شوشتری

دختر طبعم از سخن رشته به گوهر آورد

بهر طراز مدحت دخت پیمبر آورد

دختر از این قبیل اگر هست هماره تا ابد

مادر روزگار، ای کاش که دختر آورد

آورد از کجا و کی مادر دهر این چنین

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از وفایی شوشتری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه