ای خیال چشم مستت خون صهبا ریخته
زلف مشکین تو را سرهاش در پا ریخته
حقه مرجان منظوم تو پیش جوهری
از دو لعل، آب رخ لؤلؤی لا لا ریخته
روی چون گلبرگ شیرین تو، ای گلزار حسن!
مشک و عنبر بر گل از مشک سمن سا ریخته
در چمن پیش خیال عارضت باد صبا
کرده ابتر مصحف گل را و اجزا ریخته
مهر خورشید رخت هردم ز روی تربیت
در کنار دیده ما، لعل و درها ریخته
چشم بیمار تو در خون دل ما برده دست
روح را سودا گرفته، عقل صفرا ریخته
از خیال جام نوشین تو دارم جای خلد
ساقی رضوان ز کف راح مصفا ریخته
ای نوشته بر لب لعلت که: من یحیی العظام
جان در اعضای جهان از جرعه ما ریخته
عکس رخسار تو در پیمانه چشم خرد
همچو راح آتشین در کاس مینا ریخته
(ز آفرینش دانهای افشانده زلفت در ازل
صد جهان جان پریشانش ز هر تا ریخته)
هردم از انفاس جانپرور نسیمی چون خطت
باده روحالقدس در جام اشیا ریخته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای عشق و معشوق میپردازد. شاعر با زبانی زیبا و مجازی، ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق را به تصویر میکشد. او از چشمان مست، زلفهای مشکی، و روی چون گل معشوق سخن میگوید و آنها را با زیباییهای دیگر مانند مشک و عنبر مقایسه میکند. احساساتی مثل عشق و شوق در دل شاعر به وضوح حس میشود و او از تاثیر عمیق این زیباییها بر جان و روح خود صحبت میکند. در نهایت، شاعر به تقدس و اهمیت این عشق اشاره دارد که مانند نوشیدن شراب خنک و روحافزا است و تمام وجود او را تحت تاثیر قرار دادهاست.
هوش مصنوعی: ای خیال چشم زیبا و مست تو، خون می را بر زمین ریخته و زلفهای سیاه تو را بر گردن سرها افکنده است.
هوش مصنوعی: حقهای که تو داریم، مانند مرجانی زیباست، اما در مقایسه با جواهرات قیمتی از دو گوهر لعل، کماهمیت به نظر میرسد، زیرا درخشش و زیبایی آب لؤلؤی سفید لا لا از آن همه بیشتر است.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و دلانگیز تو مانند گلبرگهای خوشبو است. بوی مشک و عنبر بر روی گلها میریزد و فضای زیبای تو را پر میکند.
هوش مصنوعی: در باغ، نسیم صبحگاهی به خاطر زیبایی تو، گلها را پراکنده کرده و صفحات زیبای آنها را ناتمام گذاشته است.
هوش مصنوعی: هر بار که خورشید زیبایی تو را به من نشان میدهد، همچون گوهرها و جواهرات، دلهای ما را پر از عشق و شوق میکند.
هوش مصنوعی: چشم بیمار تو باعث شده که دل ما به درد بیفتد. روح ما در خواب و خیال غرق شده و عقلمان نیز در اثر این عشق آشفته و ناتوان است.
هوش مصنوعی: به یاد آب زلال و خوشمزهای که در بهشت وجود دارد، به خاطر یادآوری طعم گوارای شراب تو، همیشه در خیال من است.
هوش مصنوعی: ای نوشتهای که بر لبهای لعلین تو وجود دارد، میگوید: کسی که به زندگی و روح اعضای جهان جان میبخشد، از جرعهای از ما سرشته شده است.
هوش مصنوعی: تصویر چهرهات در چشمهای کوچک و عاقل همچون شعلهای سوزان در داخل یک جام شیشهای ریخته شده است.
هوش مصنوعی: از آغاز آفرینش، دانهای از زلف تو در عالم پاشیده شده است و به خاطر آن، صدها جهان جانهای پریشان به وجود آمدهاند و از هر سو تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: هر لحظه از نفسهایی که جان را پرورش میدهند، نسیمی میوزد که شبیه خط توست و مانند بادهای که روحالقدس در جام اشیاء میریزد، به آنها زندگی و روح میبخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق در کام من اول زهر سودا ریخته
بعد از آن تهجرعه بر مجنون شیدا ریخته
یک سر مو بر وجودم جای نوش عیش نیست
بس که زهر افعی غم بر سراپا ریخته
صد چمن غلطیده در خون خزان بیبهار
[...]
چیست گردون کاینقدر در خلق غوغا ریخته
سرنگون جامی به خاک تیره صهبا ریخته
گرد ما صد بار از صحرای امکان رفتهاند
تا قضا رنگی برای نام عنقا ریخته
آه از این حرص جنون جولان که از سعی امل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.