که این کوه نبود بجز آدمی
کجا اصل دارد ز خاک و زمی
همان نرگسش چشم و گل هست روی
همه بوستان سنبلش هست موی
دلش خسرو و دست جنگی سپاه
زبان پاک دستور و تن بارگاه
همان مطبخش معده و چشم و روی
وزآن پس درختش ز فرهنگ جوی
خرد شاه میوه سخن های نغز
همان بار گفتار پاکیزه نغز
به گیتی چنان دان که شاخ خرد
زچرخ و زمین سر به سر بگذرد
برهمن مر او را پسندید و گفت
که گلزار دانش نشاید نهفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیهای انسانی میپردازد و انسان را به مثابه کوهی توصیف میکند که از خاک و زمین نشأت میگیرد. برای شاعر، چشمها مانند گل نرگس و موها همچون سنبلاند. قلب او شاداب و از جنگ و جدل دور است و زبانش پاک و نظاممند است. او در واقع به انسان بهعنوان یک موجود بافرهنگ و خردمند نگاه میکند و بر این باور است که اندیشه و دانش انسان به اندازهای ارزشمند است که نباید پنهان بماند. شاعر در پایان تأکید میکند که خرد و دانش باید در عرصههای مختلف زندگی و طبیعت نیز به نمایش گذاشته شوند.
هوش مصنوعی: این کوه، چیزی جز انسان نیست که از زمین و خاک ایجاد شده است.
هوش مصنوعی: چشمش مانند نرگس و رویش مثل گل است و در تمام باغ، موهایش شبیه سنبل میباشد.
هوش مصنوعی: دل شاد و شجاعی دارد و دستش در دست جنگجویان است. زبانش پاک و فرمانبردار است و جسمش در خدمت تخت و بارگاه.
هوش مصنوعی: معده و چشم و چهرهات همانند یک مغازهی خوشمزه هستند و از آن پس، درختی از دانش و فرهنگ برمیآید.
هوش مصنوعی: عقل و خرد به مانند میوههای خوشمزه و زیبا هستند، که به سخنان زیبا و درست شکل میدهند. این سخنان پاک و نیکو، همانند میوهای خوشمزه از بار مفاهیم معنوی و درست است.
هوش مصنوعی: در جهان به گونهای بیندیش که عقل و خرد، از آسمان و زمین به طور کامل عبور کنند.
هوش مصنوعی: او را برهمن پسندید و گفت که نباید گلزار دانش را پنهان کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.