لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
ناصر بخارایی

مرا آستانت پناهی خوشست

که خاک درت تکیه‌گاهی خوشست

از آن خازن روضه شد چون بلال

که هندوی خالت سیاهی خوشست

اگر عشق بازی به فتوای شرع

گناهست اما گناهی خوشست

چو ماه محرم قدح در ربیع

اگر چه حرامست،‌ ماهی خوشست

زمان خوشی چون به از ناخوشیست

خردمند را انتباهی خوشست

به قول مخالف ز راهم مبر

که عشاق را رسم و راهی خوشست

دل ناصر از وصل تو خرمست

ولایت به اقبال شاهی خوشست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خواجوی کرمانی

رخ دل فروز تو ماهی خوشست

خط عنبرینت سیاهی خوشست

شب گیسویت هست سال دراز

ولی روز روی تو ماهی خوشست

از آن چین زلف تو شد جای دل

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه