ساقی بیار جامی زان بادهٔ حقیقی
چون آفتاب رخشان از صافی و رقیقی
این آه و گریهام را مردم مجاز دانند
دیریست ما جدائیم زان دلبر حقیقی
عمرم گذشت و نامد در پیش من رفیقی
یاران فغان و فریاد از رنج بی رفیقی
ما را به خود طریقی بنما چنانکه دانی
ای رهنمای جانها تو اصل هر طریقی
ناصر چو از دهانش یک نکته شرح دادی
معلوم شد که باری در نکتهای دقیقی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به درخواست ساقی برای آوردن جامی از باده حقیقی اشاره دارد که همچون آفتاب درخشان و خالص است. شاعر از درد و جداییش از محبوب واقعی سخن میگوید و lament میکند که عمرش بدون رفیقی سپری شده است. او از یارانش میخواهد که راهی را نشان دهند تا به حقیقت نزدیکتر شود و در نهایت به نکتهای عمیق اشاره میکند که از دهان ناصری خارج شده است. این شعر حسرت و جستجوی حقیقت را در دل خود دارد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، جامی پر کن از آن می واقعی که مانند آفتاب روشنیبخش و زلال و خالص است.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که مردم فکر میکنند این درد و اشک من عادی و طبیعی است. ما از آن معشوق واقعی جدا شدهایم.
هوش مصنوعی: عمر من به سرعت گذشت و هیچ دوستی در کنارم نیامد. دوستانم فقط دردی را برایم به ارمغان آوردند و از تنهایی و بیدوستی فریاد میزنند.
هوش مصنوعی: به ما نشان بده چطور باید به مسیر درست برویم، ای راهنمای زندگی، که تو منبع هر راهی هستی.
هوش مصنوعی: زمانی که ناصر نکتهای را با زبانی شیوا بیان کرد، به وضوح مشخص شد که در آن نکته عمق و دقتی خاص نهفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.