بسیار در هر گوشهای من گوش را مالیدهام
تا چون رباب از گوشهٔ آواز او نالیدهام
چون نال گشتم ناتوان از بس که خون خوردم چو نی
تا تو نپنداری که از باد هوا نالیدهام
اشک روان خویش را بر روی دیده ره دهم
تا من در آب چشم خود، از تو خیالی دیدهام
هر شب که مه را دیدهام، از تو خیالی جستهام
هر صبحدم من از صبا از تو خبر پرسیدهام
چون بید خنجر میکشد بهر نگهبانی گل
هر گه که بادی میوزد، بر هر گلی لرزیدهام
ای گل تو بر شاخ طرب رعنا و تر بشکفتهای
تو خنده میزن خوش که من جون ابر خون باریدهام
تا رفتهای ای نور چشم از دیدهٔ ناصر برون
چون قطرههای اشک خود، در خاک و خون غلتیدهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و اندوه خود به خاطر جدایی از معشوق میگوید. او با استفاده از تشبیههای مختلف، expresses his deep feelings و تألمات درونیاش را نسبت به معشوق بیان میکند. آوازهایی که از گوشهها میشنود، او را به یاد معشوق میاندازد و از این مینالد. شاعر از اشکهایی که بر روی گونهاش میریزد، سخن میگوید و اینکه شبها و صبحها به یاد معشوق به جستجوی خبر از او میپردازد. او با استفاده از تصاویری چون بید و گل، به حالتی از رنج و غم اشاره میکند که به خاطر دوری عاطفی به آن دچار شده است. در نهایت، او به افتادگی و غم عمیقش در فقدان معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بسیاری از مکانها را جستوجو کردهام و به صداها گوش کردهام تا مانند سازی بنوازم و از زیبایی آواز آنها لذت ببرم و ناراحتیهایم را بیرون بریزم.
هوش مصنوعی: وقتی به خاطر درد و رنج زیاد ضعیف شدم و مانند نی ناله میزنم، میخواهم به تو بگویم که این نالهها از دل و جانم برخاسته و نه از احساسات زودگذر و سطحی.
هوش مصنوعی: من اشکهای خود را بر روی چشمانم میگذارم تا در آب چشمانم، انعکاسی از تو ببینم.
هوش مصنوعی: هر شب که ماه را میبینم، به یاد تو میافتم و هر صبح با نسیم صبحگاهی از تو سؤال میکنم و خبر تو را میجویم.
هوش مصنوعی: چون بید درختی که در باد میلرزد، من هم به عنوان مراقب گل، در هر بار وزش باد احساس لرز میکنم.
هوش مصنوعی: ای گل، تو بر روی شاخهای زیبا و شاداب شکفتهای و به خوشی میخندی، در حالی که من مانند ابر، غم و اندوهی را به دل دارم و اشک میریزم.
هوش مصنوعی: وقتی تو ای روشنی چشمم از پیشم رفتهای، چون اشکهایی که از چشمانم میریزد، در غم و اندوه دست و پا میزنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهام
این بار من یک بارگی از عافیت ببریدهام
دل را ز خود برکندهام با چیز دیگر زندهام
عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیدهام
ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی
[...]
من گرد مستان بارها، چون جام مِی گردیدهام
جز لعل دلبر حاصلی، بی حاصلم گر دیدهام
سودای چشم خویش را، حالی ز سر بیرون کنم
از عکس نور روی تو خالی شود گردیدهام
جانم نگنجد در جهان، تا تو نپنداری که من
[...]
گرد زمین و آسمان من سالها گردیدهام
روشن مبادا چشم من چون تو مهی گر دیدهام
تا دل به عشقت بستهام از قید هستی رستهام
چون با غمت پیوستهام از خویشتن ببریدهام
در خارزار آب و گل چون غنچه گشتم تنگدل
[...]
ای عاشقان ای عاشقان من عاشق شوریدهام
سودای عشق آن صنم بر جان و دل بگزیدهام
شهباز سلطانم چرا باشد مکانم آشیان
چون در هوای لامکان من سالها پرّیدهام
موقوف فردا کی شوم بهر لقایش چون که من
[...]
نشنیدهام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیدهام
در چین شنیدم مشک را در مشک چین نشنیدهام
شب در ثریا ماه را دیدم به یاد آمد مرا
روزی که اندر اشک خود عکس رخش را دیدهام
روز وداع آن پری کردم، وداع جان و دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.