حسنش خط دیوانگی بر دفتر ما میکشد
ما را ز خط سبز او خاطر به صحرا میکشد
شکل صنوبر شد دلم، مایل سوی بالای او
زان رو که سرو قامتش، دل را به بالا میکشد
لعلش ز آب چشم من اظهار گوهر میکند
چشمم به یاد لعل تو یاقوت حمرا میکشد
انسان عینم بارها غواص بحر هند شد
زین سان به دامن چشم من لؤلؤی لالا میکشد
هر گه که جنباند صبا از زلف لیلی سلسله
مجنون شیدا میرود هر سوی تا پا میکشد
ساقی چو جام خون فشان در دور آبم میبرد
مطرب چو چنگم مو کشان در شهر رسوا میکشد
از طاعت بی درد خود صوفی نمییابد صفا
خوش وقت رندی کز قدح دُرد مصفا میکشد
ساقی مجلس را ببین دریا به کشتی میدهد
ملاح املح دیدهای کشتی به دریا میکشد
ناصر به غربت تا به کی تنها به مأوا میروی
تنهای دورافتاده را خاطر به مأوا میکشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیباییهای یار و تأثیر آن بر دل و جان شاعر میپردازد. وجود محبوب باعث میشود که شاعر به سوی صحراها و دنیای بالاتر گرایش پیدا کند. همچنین، یاد و خیال یار سبب میشود تا شاعر در لذتی عمیق غوطهور شود و مجنونوار در تعقیب او به سر ببرد. در این میان، عشق و شیدایی به اشکال مختلفی بروز میکند، از غواصی در چشم محبوب تا رامشگری در مجالس شادمانی. در نهایت، شاعر به تنهایی و غربت خود اشاره میکند و تأکید میکند که این احساس غربت نیز به طور غیر مستقیم او را به مرز آسایش و آرامش میکشاند.
هوش مصنوعی: زیبایی او تأثیر عمیقی بر ما میگذارد و باعث میشود که از افکار و درگیریهای روزمره فاصله بگیریم و به دنیای آزاد و طبیعی برویم.
هوش مصنوعی: دل من مانند درخت صنوبر شده و به سمت او میاورد، زیرا قامت زیبا و بلند او، باعث میشود که دل آدمی به سوی او پرکشیده و بالا برود.
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند دانههای گوهر است و زیبایی چشمانم به یاد لعل تو مشابه یاقوتی درخشان میشود.
هوش مصنوعی: انسان مانند غواصی که در دریای هند غوطهور میشود، بارها به عمق احساساتم میرود و از دامن چشم من لؤلؤهای زیبا و گرانبها را بیرون میآورد.
هوش مصنوعی: هر زمانی که نسیم، موهای لیلی را به حرکت در میآورد، رشتههای عشق مجنون در هر سمت پراکنده میشود تا آنجا که به زمین میرسد.
هوش مصنوعی: ساقی در حال ریختن شراب خونین در دور و بر من است و مطرب در حینی که با نواهایش من را جذب میکند، من را به شهر رسوایی میبرد.
هوش مصنوعی: صوفی که در پی طاعت و عبادت بیدرد است، هرگز طراوت و صفا را نمییابد. اما کسی که در لحظههای خوشی و لذت، از شراب پاک مینوشد، خوشبختتر است.
هوش مصنوعی: ساقی را ببین که چگونه دریا را به کشتی میدهد، انگار که ناخدای زحمتکش آن را به دست گرفته است و با چشمهای آبیاش، کشتی را به دریا میبرد.
هوش مصنوعی: ناصر، تا کی در غربت و تنهایی باید به جایی که آرامش دارد بروی؟ این فقط یاد و خاطرۀ کسانی که دور افتادهاند را به یاد میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاطر به سوی دلبری هر لحظه ما را میکشد
آنجا که ما را میکشد، این دل هم آنجا میکشد
یاری که از خاطر مرا هرگز دمی غایب نشد
خط فراموشی چرا در دفتر ما میکشد؟
جانا، دگر در کوی خود باد صبا را ره مده
[...]
سرو سهی در بوستان چندانکه بالا میکشد
پیش قد و بالای او از سرکشی پا میکشد
گر دوستان را میکشد خاطر به باغ و بوستان
هرجا که باشد بوی تو ما را دل آنجا میکشد
پیش رخ تو میکشد خط دانه دلهای ما
[...]
سودای زلف آن پری ما را به صحرا میکشد
ناچار درد عاشقی آخر به سودا میکشد
شد مردم چشمم به خون از شوق رویت غوطهور
غواص از شوق گهر خود را به دریا میکشد
کی باشد از صوفی عجب در حالت و جد و طرب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.