دنیاست عروس سه طلاق است سه کفش
نی زرد بود نه قرمزی و نه بنفش
این را تو اگر ز یار جانی طلبی
میدان به یقین که جنگ مشت است و درفش
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
دنیاست عروس سه طلاق است سه کفش
نی زرد بود نه قرمزی و نه بنفش
این را تو اگر ز یار جانی طلبی
میدان به یقین که جنگ مشت است و درفش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به توصیف دنیا به عنوان عروسی که سه بار طلاق گرفته، میپردازد و آن را به سه رنگ کفش تشبیه میکند که نه زرد است، نه قرمز و نه بنفش. او بر این باور است که اگر کسی به دنبال جان و حقیقت از دوست باشد، باید آمادهی جنگ و مبارزه باشد، چرا که در این مسیر با چالشها و سختیهای زیادی مواجه خواهد شد. در واقع، شاعر به توهمات و زرق و برق دنیا اشاره کرده و بر تلاش و کوشش در راه رسیدن به حقیقت تاکید میکند.
هوش مصنوعی: دنیا مانند عروسی است که سه بار طلاق گرفته است. در این دنیا، کفشها زرد هستند و هیچ رنگ قرمز یا بنفشی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از محبوب خود جان بگیری، بدان که به یقین نبردی در کار است که در آن، مشت و نیزه به کار میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاهی که به رزم کاویان داشت درفش
گر زنده شود پیش تو بردارد کفش
ای کرده دل خصم خلاف تو بنفش
بشت است دل خصم و خلاف تو درفش
دارم طلبی ز یار جانی دو سه کفش
نی زرد بود نه قرمزی و نه بنفش
نی چرم نه سختیان نه میشی باشد
نی کوبه به او رسیده باشد نه درفش
زان عارض لاله گون و آن خال بنفش
نه فکر کلاه دارم و نه غم کفش
با آن سر مژگان دل خونین مرا
باشد پیوسته صحبت مشت و درفش
از سیلی غم چند کنی چهره بنفش
وز سختی راه نالی و تنگی کفش
راضی بقضا باش که با حکم خدا
باشد جدلت ستیزه مشت و درفش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.