خوردی شراب ناب سرانجامیی تو رفت
شرم نگه ز نرگس بادامیی تو رفت
رنگ از رخ حیا ز می آشامیی تو رفت
رفتی به بزم غیر نکو نامیی تو رفت
ناموس صد قبیله به یک خامیی تو رفت
زاهد اگر به دامن پاکت برد سجود
عاشق به عصمت تو فرستد اگر درود
هر دم رسد ز گردش افلاک این سرود
اکنون اگر فرشته نکو گویدت چه سود
در شهرها حکایت بدنامیی تو رفت
امروز از عذار تو رفتست نور حسن
از هرزه گردی تو نمانده شعور حسن
می گفت همچو زلف به گوش تو شور حسن
همصحبت رقیب شدی از غرور حسن
نام خوش تو بر سر خودکامیی تو رفت
آنها که خویش را به تو غمخوار کرده اند
رسوا تو را به کوچه و بازار کرده اند
از آشنائیت دل و جان عار کرده اند
یاران متفق به تو انکار کرده اند
هر جا حدیث نیک سرانجامی تو رفت
ای سیدا به نرگس شوخت نظر نماند
تیری که در بساط کمان داشت پر نماند
زخمی ز نیش خنجر او بر جگر نماند
با کاو کاو غمزه نظیری نظر نماند
فارغ نشین که خون دل آشامیی تو رفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی افسوس و اندوه از دست رفتن زیباییها و ارزشهای انسانی است. گوینده به یاد میآورد که چگونه معشوق او، با نوشیدن شراب و رفتن به مجالس بیخیالی، نام و اعتبار خود را از دست داده است. از طرفی دیگر، او به تمسخر و سرزنش افرادی که به او نزدیک بودند، میپردازد و نشان میدهد که چگونه این افراد اکنون او را در جامعه رسوا کردهاند. همچنین، اشاره به این دارد که زیبایی و نور حسن او به خاطر رفتارهای نادرستش به پایان رسیده و دیگر چیزی از آن باقی نمانده است. در نهایت، شعر یک حس عمیق از ناراحتی و نومیدی را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: شراب ناب نوشیدی و به آخر کار خود رسیدی، حالا دیگر شرم تو از نگاه نرگس بادامی هم رفته است.
هوش مصنوعی: حیا از چهرهات محو شده و تو به میخانهای رفتهای که در آنجا دیگران حضور دارند و با این کار نام نیک تو نیز رفته است.
هوش مصنوعی: بخاطر یک تصمیم نادرست یا رفتار ناپسند تو، آبروی صدها نفر از قبایل مختلف بر باد رفت.
هوش مصنوعی: اگر زاهدی در حجاب پاکیاش به سجده بیفتد، عاشق نیز در پاکی تو به او درود میفرستد.
هوش مصنوعی: هر لحظه از چرخش آسمان، آهنگی به گوش میرسد؛ حالا اگر فرشتهای این آهنگ را برایت بگوید، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: در شهرها داستانی از بدنامی تو به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: امروز زیبایی چهرهات باعث روشنی و درخشش شده است و آنچه از دیوانگی و بیخودیت به جا مانده، دیگر هیچ نشانی از فهم و عقل زیبایی ندارد.
هوش مصنوعی: او میگفت که همچون زلفی که به گوش تو آویخته است، زیباییات به اندازهای است که باعث شدهای رقیبان هم در کمال غرور و افتخار با تو همدم شوند.
هوش مصنوعی: نام نیک تو باعث شده است که از خودخواهی و خودکامگی خود بگذری و به آن افتخار کنی.
هوش مصنوعی: افرادی که خود را دلسوز تو میدانند، در واقع تو را در چشم دیگران خجالتزده و بدنام کردهاند.
هوش مصنوعی: دوستان از نزدیکی و آشنایی با تو خسته و بیمیل شدهاند و به طور مشترک به این friendship پشت کردهاند.
هوش مصنوعی: هر وقت سخن از خوشبینی و نتیجه خوب باشد، نام تو در میان است.
هوش مصنوعی: ای آقا، نگاه تیزبین نرگس دیگر تأثیری از تیر کمان ندارد و پر از تیر نیست.
هوش مصنوعی: از ضربههای چاقوی او بر دلم چیزی باقی نمانده است و با دیدن لبخند او، هیچ چیز دیگری برایم اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: کنار بنشین و از درد و رنج خود غافل نشو، زیرا تو نیز از غم و اندوه بسیار متأثر شدهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.